سفارش تبلیغ
دستبند بلوتوث ویبره
عمومی - عاشقا ن علی (ع)
انسان خود رأی به خطا و غلط درافتد . [امام علی علیه السلام]
 
   1   2   3   4   5      >

دوشنبه 6 اسفند 86 , ساعت 8:0 صبح
< language=Java1.2>
function printpage() {
window.print();
}

 












مصاحبه - سیاسی
شماره : 8611280530
28/11/86 - 16:53






















طوسی در گفتگو با فارس:


صهیونیست‌ها به دنبال منحرف کردن افکار عمومی از ترور شهید مغنیه هستند


خبرگزاری فارس: دبیر اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل تاکید کرد: هدف رسانه‌های صهیونیستی از توهین به پیامبر، منحرف کردن افکار عمومی جهان از ترور ناجوانمردانه و وحشیانه شهید عماد مغنیه است.


مهدی طوسی دبیر تشکیلات اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس با اشاره به ترور شهید عماد مغنیه از فرماندهان ارشد حزب‌الله لبنان اظهار داشت: بر اساس قواعد بین‌المللی به یک فرمانده نظامی که از کشور خود دفاع می‌کند لفظ تروریست اطلاق نمی‌گردد و بر اساس همین عرف بین‌الملل کشتن چنین فردی خارج از جبهه‌های نبرد، ترور محسوب می‌گردد.
وی افزود: خواست ما از مجامع بین‌المللی و مدعیان دفاع از حقوق بشر این است که اگر غیر از نکته ذکر شده را قبول دارند آن را شفاف اعلام کنند تا جهان اسلام نیز تکلیف خود با تروریست‌های حقیقی بداند.
دبیر تشکیلات اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل با بیان اینکه معتقدیم شهید مغنیه به عنوان یک مسلمان مبارز در چارچوب قوانین بین‌المللی از کشور خود دفاع می‌کرد، گفت: جهان اسلام به برکت خون این فرمانده بزرگ حزب‌الله لبنان در پس تبلیغات رسانه‌های جهان که زیر سیطره و قلمرو صهیونیسم کار می‌کنند، متوجه تروریسم واقعی در جهان شدند.
طوسی در ادامه تاکید کرد: نکته‌ای که در حال حاضر بایستی مسلمانان جهان بدان واقف باشند، این است که همین شبکه‌های رسانه‌ای صهیونیستی در یک خدعه و فریب جدید، با توهین به پیامبر در شبکه تلویزیونی فاکس نیوز که مستقیماً زیر نظر پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا، اداره می‌شود، قصد دارند افکار عمومی مسلمانان را از مسیر ترور شهید مغنیه منحرف کنند.
انتهای پیام/ی





©2005 Fars News Agency. All Rights Reserved

یکشنبه 5 اسفند 86 , ساعت 11:43 صبح













در پی پیروزی هسته ای ایران صورت گرفت


پیام تبریک رئیس‌جمهور به رهبر معظم انقلاب اسلامی و ملت ایران


خبرگزاری فارس: در پی پیروزی هسته‌ای ملت، رئیس‌جمهور پیام تبریک به رهبر معظم انقلاب اسلامی و ملت ایران ارسال کرد.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، محمود احمدی نژاد رئیس‌جمهوری اسلامی در پی پیروزی هسته‌ای ملت ایران در پیامی پیروزی تاریخی ملت شریف ایران در بزرگترین رویارویی سیاسی با قدرت های سلطه گر پس از پیروزی انقلاب اسلامی در موضوع مهم هسته‌ای را به رهبر معظم انقلاب اسلامی و مردم انقلابی و شجاع ایران اسلامی تبریک گفت.
در متن پیام محمود احمدی‌نژاد آمده است:«بسم الله الرحمن الرحیم،اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه، مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله العالی)، سلام علیکم،
پیروزی تاریخی ملت شریف ایران در بزرگترین رویارویی سیاسی با قدرت‌های سلطه‌گر پس از پیروزی انقلاب اسلامی در موضوع مهم هسته‌ای را به حضرت ولی عصر(عج)، حضرتعالی، ملت انقلابی و شجاع تبریک و تهنیت عرض می‌نمایم.
مستحضرید که این پیروزی مرهون همدلی و ایستادگی ملت مومن، فداکار و تمدن‌ساز ایران تحت ارشادات جنابعالی و عنایات خاصه امام زمان(عج) است.
اینجانب صمیمانه از هدایت‌ها و حمایت‌های حضرتعالی،‌ تلاش بی‌وقفه دانشمندان و متخصصان، مجاهدت گسترده دست‌اندرکاران دیپلماسی، فداکاری مجموعه خادمین ملت در دولت جمهوری اسلامی و هوشمندی، اعتماد به نفس و مقاومت قهرمانانه ملت بزرگ ایران سپاسگزارم و اطمینان می‌دهم که ملت عزیز و فرزندان انقلابی شما در دولت جمهوری اسلامی همچنان مصمم و متحد و بدون توجه به هیاهوی بداندیشان در دفاع از آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی و تا تحقق کامل همه آنها ایستاده‌اند.
ملت هر روز با نشاط‌تر، با انگیزه‌تر و مستحکم‌تر در همه میدان‌های علمی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، حضوری سرنوشت‌ساز خواهند داشت.
از خدای متعال طول عمر همراه با سلامت برای جنابعالی و عزت و پیشرفت برای ملت ستودنی ایران عزیز مسألت دارم.
انتهای پیام/


 


شنبه 20 بهمن 86 , ساعت 5:45 عصر
عاشورا، بی تردید نقطه عطف تاریخ اسلام و اوج تقابل اندیشه های الهی و مادی است. این روز تابناک، علیرغم گذشت قرن های متمادی، هرگز در غبار گذشت ایام مستور نماند و چون خورشیدی عالم تاب، بر تارک جهان اسلام می درخشد.

عاشورا نه یک روز، نه یک حادثه، بلکه فصل سرخ عاشقی و تاریخی مدون از حماسه شور و عشق از جان گذشتگانی است که در راه احیاء دین رسول خدا صلی الله علیه و آله و اجرای فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر، عاشقانه به دیدار معبود شتافتند و حماسه ای به وسعت و عظمت همه تاریخ بشریت خلق کردند.


و اما 22 بهمن؛ روزی که نقش آفرینانش با الهام از فلسفه عاشورا که همانا حضور عاشقانه و خالصانه در عرصه دفاع از دین خدا بود، جان بر کف در صحنه حاضر شدند و در مقیاسی کوچکتر، حماسه عاشورا را تکرار کردند.


22 بهمن همانند عاشورا نه یک روز و نه یک حادثه که تاریخ یک ملت مقاوم و خداجو است که در ظلمت حاکمیت استکبار جانانه خروشیدند و در پرتو هدایت و رهبری پیامبرگونه مردی از سلاله پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، همانند عاشوراییان از جان گذشته، خالصانه قیام کردند و حماسه ای جاودان در تاریخ معاصر جهان خلق کردند که هرگز از ذهن روزگار محو نخواهد شد.


در آنروز، خوشه های خشم بر علف های هرزه استبداد، تنیده شد و آن را از بُن بیرون آورد. مبدأ بهار تغییر کرد و تقویم های کهنه دور انداخته شدند. از بغض کهنه ترانه، یاسمن رویید و آفتاب درخشان پیروزی که سال ها در بند تازیانه های شب، گرفتار شده بود، زنجیرهای طاغوت را پاره کرد و سر از افق روشن بهمن برداشت. فاصله ها فرو ریختند و بن بست ها، بینا شدند و سرخی خون، قامت خمیده شمشیر را شکست و انقلاب ما در 22 بهمن متولد شد.


22 بهمن، منبعث و برگرفته از قیام عاشورا است و عاشورائیان، بار دیگر در یادمان آن حماسه بی نظیر، به صحنه خواهند آمد و به جهان و جهانیان و به ویژه ایادی استکبار نشان خواهند داد که خط سرخ عاشورا تا ظهور آخرین منجی عالم بشریت، همچنان تداوم خواهد یافت و عاشورائیان، هرگز از تهدید و تحریم، هراسی به دل ندارند.


22 بهمن، میلاد نوین چشمه های آزادی و آزادگی بر دامان خونرنگ ملت، خجسته باد.


دوشنبه 30 مهر 86 , ساعت 1:14 عصر

گوشه هایی از ساده زیستی رهبر انقلاب



حجت االاسلام سید علی اکبر موسوی حسینی (برنامه اخلاق در خانواده) در وبلاگ شخصی خود درباره ساده زیستی رهبر معظم انقلاب آورده است:
زندگی مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای، بسیار ساده و در پایین ترین سطح و با کم ترین امکانات می باشد.معظم لَه مانند معمولی ترین افراد جامعه زندگی می کنند. ما زمانی خدمت ایشان رفتیم و از آقا درخواست نمودیم تا اجازه بفرمایند از داخل منزلشان و وضیعت زندگیشان فیلم برداری کنیم، تا مردم وضیعت زندگی رهبر خود را ببینند و بفهمند که ایشان چگونه زندگی می کنند.
آقا فرمودند: «اگر شمابخواهید زندگی مرا نشان بدهید می ترسم خیلی ها باورنکنند
شامی در محضر آقا
روزی که در منزل مقام رهبری، در خدمت ایشان بودم، بحث قدری به طول انجامید و نزدیک مغرب شد. پس از نماز، معظم لَه با مهربانی به من فرمودند: «آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید
بنده در عین حال که این را توفیقی می دانستم، خدمتشان عرض کردم: «اسباب زحمت می شود
مقام معظم رهبری فرمودند: «نه، بمانید؛ هرچه هست با هم می خوریم.» وقتیکه سفره را گشودند و شام را آوردند، دیدم شام چیزی جز املت ساده نیست! (سردار سرلشکر سید رحیم صفوی)
گوشت کوپنی
مصرف گوشت خانه ی آیت الله خامنه ای در زمان ریاست جمهوری تنها از طریق کوپن بود.ایشان درآن زمان به من فرمودند: «من تاکنون غیرازهمان گوشت کوپنی که به همه مردم داده می شود گوشت دیگری از بازار نخریده ام.» امروز هم زندگی ایشان مثل زندگی مردم محروم ومستضعف است. (آیت الله مصباح یزدی)
میز و صندلی
زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است. این سادگی به زندگی نزدیکان ایشان نیز سرایت کرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نیستند. همین اعتقاد آنان را از سوء استفاده از مقام و موقعیت بازداشته است. من این سادگی را در منزل ایشان به تماشا نشستم. روزی معظم لَه مرا به کتابخانه خود دعوت کردند، من درآن جا یک میز ساده و قدیمی دیدم. در کنار میز نیز یک صندلی کهنه بود. آن میز وصندلی مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در کتابخانه ی ساده ی خود هنوز از همان میز و صندلی استفاده می کنند. (آیت الله سیدمحمودهاشمی شاهرودی)
پناه بردن به موکت
بر خود واجب می دانم که شهادت دهم زندگی داخلی آیت الله خامنه ای نه ازباب این که رهبر عزیزانقلاب ما به این حرف ها نیاز داشته باشند، بلکه وظیفه خود می دانم تا این مهم را به مردم مسلمان وانقلابی ایران بگویم.
من از داخل منزل ایشان مطلع هستم. مقام معظم رهبری درخانه، بیش از یک نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده ی معظم لَه روی موکت زندگی می کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آن جا بود. من از زبری آن فرش به موکت پناه بردم! (حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی«ره»)
برنج کوپنی
من درآن زمان نماینده ی مجلس شورای اسلامی بودم. همسرم یکی از بچّه ها را نزد پزشک برد و درمطب دکتر همسر مقام معظم رهبری را ملاقات کرد. ایشان نیز یکی از فرزندان خود را برای مداوا به آنجا آورده بودند. کسی نمی دانست که ایشان کیست!
چون نوبت به همسر اقا رسید؛ به اتاق پزشک مراجه کردند. دکتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبری گفت: «برای مداوای فرزندتان روزی یک لیوان لعاب برنج به او بدهید.
همسر مقام معظم رهبری گفت: «ما چنین امکاناتی را نداریم
پزشک که ایشان را نمی شناخت عصبانی شد و گفت: «مگر امکان دارد درخانه ای برنج نباشد؟
همسر مقام معظم رهبری فرمود: «آقای ما اجازه نمی دهد که درخانه، غیرازبرنج کوپنی استفاده کنیم وآن هم کفاف خوراک ما را بیش ازیک باردرهفته نمی دهد.» (آقای سید علی اکبر طاهایی)

خانه ای کوچک و غذایی ساده
زمانی که مقام معظم رهبری در ایرانشهرتبعید بودند، در ساختمانی که یک اتاق و یک آشپزخانه داشت زندگی می کردند.
همین مکان کوچک هر روز پذیرای تعداد زیادی از مهمانانی بود که از راه های دور و نزدیک به آن جا می آمدند. من هم توفیق داشتم که در آن روزها به دیدن ایشان بروم. چون به ایرانشهر رفتم وآقا را زیارت کردم، دیدم که تک و تنهایند و کسی کمک کار ایشان نیست.
تصمیم گرفتم چند روز در آنجا بمانم و به معظم لَه کمک کنم. درتمام روزهایی که من درمحضر آقا بودم، غذای ایشان و مهمان ها سیب زمینی، نیمرو وتخم مرغ آب پز بود. (حجت الاسلام والمسلمین سید علی اصغر باقی زاده)

ساده زیستی آقا
با اینکه مقام معظم رهبری می توانند از همه ی امکانات مادی بهره مند شوند، سطح زندگی خصوصی ایشان از سطح زندگی یک شهروند معمولی پایین تر است.
معظم لَه علاوه بر این که از یک زندگی معمولی سطح پایین بهره می برند، دائماً به مسئولان سفارش می کنند: «مواظب زندگی خود باشید. اصراف نکنید
آیت الله خامنه ای معتقدند که مردم را باید عملاً به ساده زیستی دعوت نمود. خودشان در صف مقدم این دعوت هستند. ایشان در مناسبت های خاصی که برنامه خواندن صیغه ی عقد دارند، قبل از اجرای عقد، حدود یک ربع، عروس و داماد و خانواده های آن ها را به رعایت صرفه جویی دعوت می نمایند و می فرمایند:
«
خرج های گزاف نداشته باشید؛ تشریفات و ریخت و پاش نداشته باشید
خود آقا هم در زندگی خصوصی شان، دقیقاً همین طور عمل می کنند. معظم له نه حقوق از جایی دریافت می کنند و نه از وجوهاتی که از اطراف و اکناف خدمت ایشان می آید، برای زندگی شخصی خود استفاده می کنند. زندگی ایشان از طریق هدایا و نذوراتی است که علاقه مندان و ارادتمندان معظم لَه تقدیم می کنند.
فرزندان آقا هم همین طور زندگی می کنند و همین سادگی و ساده زیستی را دارند. (حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی)
شام مختصر
در اوایل ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، یک شب دیداری با ایشان داشتم. صحبت به درازا کشید، معظم لَه فرمودند: «شام پیش ما بمان
من از این دعوت خوشحال شدم؛ زیرا می توانستم مدتی بیش تر در خدمت ایشان باشم.
آقا فرمودند: «من نمی دانم شام چی داریم یا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست یا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم می خوریم
از همان دفتر کار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت کردند و گفتند: «خانم، شام چی داریم؟ فلانی پیش ماست و من گفته ام که هر چه باشد با هم می خوریم
از جواب های آیت الله خامنه ای، احساس کردم که در منزل به اندازه یک نفر شام کنار گذاشته اند.
آقا فرمودند: «عیبی نداره! هر چه هست برای ما بفرستید، قدری هم پنیر و ماست همراهش کنید
پس از گذشت حدود یک ربع، یک بشقاب برنج ساده با یک کاسه کوچک خورشت معمولی خیلی متوسط و مختصر آوردند. قدری هم شاید نان و پنیر و ماست همراه آن بود. آن ها را نصف کردیم و با هم خوردیم.
من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامی شکر کردم که چنین تحولی در کشور ایجاد کرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اصراف و تبذیری وجود داشت و امروز رئیس جمهور چه ساده زندگی می کند!
زندگی آیت الله خامنه ای هنوز هم همین طور است. روش ایشان در زندگی عوض نشده است. اگر معظم لَه مردم را به صرفه جویی دعوت می کنند، خودشان قبل از مردم به صرفه جویی عمل می نمایند. (دکتر غلامعلی حداد عادل)

عدم سوء استفاده از موقعیت
در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، ایشان ماجرایی را برای من تعریف کردند که بسیار شنیدنی و جالب است.
معظم لَه فرمودند روزی در دفتر کارم نشسته بودم، تلفن زنگ زد. مادرم پشت خط بود، گوشی را که برداشتم با صدای خنده ایشان روبه رو شدم. علت را پرسیدم؛ مادرم گفت: «چند روزی است در خانه هیچ نداریم، پدرت هم پولی ندارد
این داستان برای من بسیار مهم بود. پدر و مادر رئیس جمهور کشور، پول و غذا ندارند.
ماجرای مذکور نشان از ساده زیستی در خانه مقام ولایت دارد. ایشان در خانه بسیار ساده زندگی می کنند و هیچ فردی تا به حال نتوانسته از موقعیت معظم لَه سوء استفاده کند. چه افتخاری برای ملت مهم تر از این که چنین شخصیت ارزشمندی رهبری آنان را بر عهده دارد؟! (حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری)

فرش های ساییده
مقداری زیلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آن ها را جمع کردیم و فروختیم و یک مقدار هم پول از مال شخصی خودم روی آن ها گذاشتم. تا به جای آن زیلوها، برای منزل آقا فرشی تهیه کنیم.
وقتی زیلوها را عوض کردیم و فرش ها را پهن نمودیم، آقا تشریف آوردند و فرمودند: «این ها دیگر چیست؟
گفتم:« زیلوها را عوض کردیم
فرمودند: اشتباه کردید که عوض نمودید. بروید همان زیلوها را بیاورید. اصرار را بی فایده دیدم و با هزار مکافات رفتم و زیلوها را پیدا کردم وتوی خانه انداختم. زیلوهایی که واقعاً به آن ها نگاه می کردی، می دیدی که نخشان در آمده و ساییده شده اند. (سردار سرتیپ پاسدار شوشتری)
کوپن قند و شکر
در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، روزی همسر ایشان به منزل ما آمدند و به من گفتند: «کوپن قند و شکر ما تمام شده است، اگر شما قند و شکر دارید مقداری به ما قرض بدهید.» (خانم زهرا رهنورد)


پنج شنبه 5 مهر 86 , ساعت 9:21 صبح

احمدی نژاد با آرامش، مواضع خود را تشریح کرد سخنرانی رئیس جمهوری اسلامی ایران که به رغم فضاسازی سنگین رسانه های نومحافظه کاران امریکا به ویژه فاکس نیوز، در دانشگاه کلمبیا برگزار گردید، همچنان موضوع تحلیل و گزارش خبرگزاریها و شبکه های خبری دنیاست.
این واکنش ها در حالی ادامه دارد که در اغلب آنها، آرامش احمدی نژاد در پاسخ به سوالات مورد تأکید قرار گرفته و تلاش صهیونیستها برای اغتشاش در جلسه بی نتیجه ارزیابی شده است.
مواضع برخی از این رسانه ها را در انتهای همین بخش می توانید مطالعه نمائید. جان بولتون:
احمدی نژاد به هر چه می خواست، رسید / پیشامد غمناکی بودسفیر سابق امریکا در سازمان ملل اذعان کرد: با دعوت از احمدی نژاد برای سخنرانی در دانشگاه کلمبیا وی به تمام خواسته های خود رسیده است.
جان بولتون در گفتگو با شبکه تلویزیونی فاکس نیوز که طی روزهای اخیر تلاش فراوانی برای عدم برگزاری این سخنرانی کرده بود، گفت: احمدی نژاد دقیقاً هرآنچه را که از این حضور می خواست، به دست آورد.
بولتون تاکید کرد: برخی از اظهارات وی ناشی از ناخرسندی بود ولی به نظر نمی رسد واقعاً نظر خود وی این بوده باشد اما در مجموع به نظر من این واقعاً پیشامدی غمناک بود.
مجری فاکس با اشاره به سخنان رایس، نظر بولتون را درباره به دست آوردن مشروعیت توسط احمدی نژاد پس از این سخنرانی پرسید. وی با اشاره به واکنش گرم برخی از حضار در این نشست، گفت: من فکر می کنم که امریکا هیچ الزامی به اجازه دادن به احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا نداشت.
بولتون که عضو حلقه مشاوران جنگ طلب رئیس جمهور امریکاست، با اظهار عصبانیت از برگزاری این سخنرانی، افزود: به نظر من امریکا می بایست اعلام می کرد که بر اساس توافقنامه سازمان ملل احمدی نژاد می تواند بیاید ولی مانند محدودیت هایی که برای دیپلمات های ایران و کوبا و در زمان جنگ داشتیم نباید اجازه وقوع چنین رویدادی را می دادیم.
بولتون بار دیگر با وارد نمودن اتهام های بی سند آمریکا ابراز عقیده کرد: این مرد رئیس دولتی است که تجهیزات و حتی نیروی انسانی را برای کشتن سربازان امریکایی تامین می کند. این اولین بار در تاریخ ماست که یک دانشگاه امریکایی به کسی که مسئول مرگ امریکائیها به آن شکل است، اجازه حضور و سخنرانی می دهد.
وی در پایان علت تمدید دعوت دانشگاه کلمبیا را تلاش این دانشگاه برای جلب توجه دانست و بار دیگر تأکید کرد: روشن است که به این هدف خود رسیده اند ولی احمدی نژاد از آنانی است که نباید در یک دانشگاه بزرگ امریکایی حاضر می شدحاشیه های سخنرانی احمدی نژاد
در دانشگاه کلمبیاسخنان اقای احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران در جمع صدها نفر از استادان ودانشجویان دانشگاه کلمبیا بارها با ابراز احساسات دانشجویان قطع شد
اقای احمدی نژاد که با امادگی خاصی به سوالات پرسش می داد چندین بار با طرح سوالات متقابل مجری جلسه را غافلگیر کرد بگونه ای که دانشجویان چندین باربا کف زدن وخنده با رئیس جمهور همراه شدند .
رئیس جمهور ازاستادان ودانشجویان کلمبیا دعوت کرد برای اشنایی با واقعیات ایران به کشورمان سفر کنند که این دعوت با ابراز احساسات شدید دانشگاهیان روبروشد .رئیس جمهور همچنین در اغاز سخنانش - سخنان رئیس دانشگاه کلمبیا را بیانیه ای سیاسی خواند وگفت :رسم مهمان نوازی ایرانیان اینگونه نیست .
اقای احمدی نژاد گفت: احتمال می دهم ایشان تحت تاثیر برخی رسانه ها ی امریکایی قرار گرفته است .
رئیس جمهور افزود :ما وقتی از کسی دعوت می کنیم به او اجازه می دهیم هر چیزی را که می خواهد بگوید نه اینکه ابتدا خودمان سخنرانی کنیم وبه او بگوییم پاسخ دهد .
اقای احمدی نژاد به کنایه گفت: ایشان حتی بیشتراز وقت من سخنرانی کرد .این جمله باغث خنده دانشجویان شد .
رئیس جمهوردر پایان از مسئولان ودانشجویان دانشگاه کلمبیا تشکر کرد ودر میان ابراز احساسات حضار به سخنان خود پایان داد500 میلیون،بیننده سخنرانی
احمدی نژادبراساس برآوردهای اولیه شرکت های خدمات رسانه ای در اروپا و آمریکا بیش از 500 میلیون نفر شب گذشته درجهان بیننده سخنرانی و پرسش و پاسخ آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا بوده اند.
واحد مرکزی خبر: در حالی که ساعاتی قبل از شروع سخنرانی رئیس جمهور کشورمان که با تبلیغات گسترده منفی شبکه های غربی به ویژه فاکس نیوز، به موضوعی جنجالی تبدیل شده بود هیچ نشانی از پخش مستقیم این سخنرانی در شبکه های مهم خبری به چشم نمی خورد، شب گذشته لحظاتی پس از شروع سخنرانی در یک رقابت رسانه ای شبکه هایی چون فاکس نیوز، سی ان ان، بی بی سی و حتی شبکه فرانسوی زبان فرانس 24 اقدام به پخش مستقیم مراسم سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیای نیویورک کردند.
برخی از این شبکه ها بارها سخنان رئیس جمهور را به صورت نیمه کاره قطع کرده و به پخش برنامه های عادی خود پرداختند اما دقایقی بعد بار دیگر به پخش مستقیم این برنامه روی آوردند.
یک کارشناس امور رسانه در مورد علت این به هم ریختگی و تشتت در پخش مستقیم سخنرانی رئیس جمهور خاطر نشان کرد: شبکه های غربی با استفاده از سرویس های خدمات فنی و اینترنتی هر لحظه قادر به کنترل تعداد بینندگان شبکه های خود هستند و این قطع و وصل های مکرر احتمالا ناشی از این بوده است که با هر بار قطع برنامه، تعداد قابل توجهی از بینندگان آنها کاهش می یافته و آنها را ناگزیر به پخش مجدد می کرده است.
بازتاب سخنرانی احمدی نژاد
 
در رسانه های جهانخبرگزاری آلمان: احمدی نژاد به رغم توهین ها با آرامش ازمواضعش گفت
از لحظه ای که رییس دانشگاه کلمبیا میزبان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران وی را دیکتاتوری کوچک و بی رحم، نامید، مشخص بود که احمدی نژاد برای یک سخنرانی سخت در مقابل حضار آماده می شود. به رغم برخی اعتراضهای تند، احمدی نژاد با آرامش ازمواضعش مبنی بر اینکه فعالیتهای هسته ای ایران صلح آمیز است و اینکه واقعه هولوکاست نیازمند مدارک تاریخی است، گفت.
آسوشیتدپرس: آمریکا بازی می کند، برای مذاکره باید جدی بود
به گزارش آسوشیتدپرس از نیویورک، اسقف "دزموند توتو" در مورد تصمیم دانشگاه کلمبیا به دعوت از احمدی نژاد برای سخنرانی در این دانشگاه، ضمن انتقاد از دولت بوش به دلیل خودداری از درگیر شدن در مذاکرات بیشتر با مقامات ایران گفت: تلاشهای دیپلماتیک اخیر چیزی بیش از یک تیله بازی نیست.
این برنده جایزه صلح نوبل تاکید کرد که دولت آمریکا در صورتی که خواهان برقراری صلح بین ملتها باشد باید باب مذاکره با ایران را بیشتر باز کند. مذاکره چیزی نیست که بین دوستان انجام شود. بلکه این دشمنان بویژه دشمنان سر سخت هستند که مذاکره می کنند
الجزیره: لابی صهیونیستها در ایفای پروژه توهین به احمدی نژاد، شکست خورد
شبکه تلویزیونی الجزیره که بخشی از سخنرانی رئیس جمهور ایران را به طور زنده پخش کرد. با قطع این پخش زنده و در حالی که سخنرانی احمدی نژاد ادامه داشت اظهارات خبرنگار خود را در مقابل دانشگاه کلمبیا به طور زنده پخش نمود.
خبرنگار شبکه تلویزیونی الجزیره در مقابل دانشگاه کلمبیا در نیویورک با اشاره به حضور دهها تن که در تصویر دیده می شدند گفت: تعداد کسانی که در اعتراض به سخنرانی احمدی نژاد مقابل دانشگاه کلمبیا تظاهرات کردند کمتر از حد انتظار بود و بسیاری از این افراد غیر دانشجو و کسانی بودند که سازمانهای یهودی نیویورک آنها را مقابل دانشگاه کلمبیا جمع کرده بودند.
این شبکه همچنین در مصاحبه با یک نویسنده و پژوهشگر سیاسی مقیم نیویورک، رفتار رئیس دانشگاه کلمبیا با رئیس جمهور ایران را ناشی از فشارگروههای صهیونیستی دانست.
وی تصریح کرد: رفتار رئیس دانشگاه کلمبیا اهانت به رئیس جمهور یک کشور صرفنظر از هویت این رئیس بود. ایران کشوری مستقل و دارای حاکمیت است و احمدی نژاد نماینده این کشور در دانشگاه کلمبیا بود؛ بنابراین آنچه از زبان رئیس دانشگاه کلمبیا شنیدیم خروج از چارچوب اخلاقیات دانشگاهی تحت فشار لابی صهیونیستی در واشنگتن و راستگرایان تندرو مسیحی بود و معتقدم در نهایت در رساندن پیام خود هم از جنبه دانشگاهی و هم از جنبه سیاسی شکست خورد.
یونایتدپرس: مخالفان و موافقان احمدی نژاد به هم توهین کردند
خبرگزاری یونایتدپرس از نیویورک گزارش داد: معترضین موافق و مخالف محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران، روز دوشنبه در جریان سخنرانی بحث برانگیز این رهبر ایرانی خطاب به گروهی از مدعوین دانشگاه کلمبیا، توهین هایی رد و بدل کردند.
در حالیکه در بین چند صد تظاهرکننده حاضر در محل اکثر آنان به شدت مخالف دیدار احمدی نژاد بوده و با سردادن شعارهایی ایران را متهم می کردند که یک کشور حامی ترور است، گروهی از ایرانیان نیز برای حمایت از رئیس جمهوری ایران و کشورشان حضور داشتند.
فاکس نیوز: باید بودجه دانشگاه کلمبیا را قطع کرد
به گزارش شبکه تلویزیونی فاکس نیوز، دانکن هانتر نماینده جمهوریخواه در کنگره امریکا تهدید کرد از اینکه احمدی نژاد اجازه یافته است در دانشگاه کلمبیا سخنرانی کند به قدری ناخرسند است که می خواهد بودجه فدرال این دانشگاه را قطع کند.
وی گفت: من برای رئیس دانشگاه کلمبیا نامه ای نوشتم و گفتم که به سوی قطع بودجه دانشگاه کلمبیا گام برخواهم داشت و حال چه کسانی در این راه به من بپیوندند و یا نپیوندند من کار خود را انجام می دهم.
رویترز: استقبال زهردار دانشگاه کلمبیا از احمدی نژاد
احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا با استقبال زهرداری روبرو شد و مورد حمله منتقدانی قرار گرفت که معتقد بودند نباید به یک نفی کننده هولوکاست مجال سخنرانی در این دانشگاه را داد.
او دوشنبه در یک گردهمایی در نیویورک که در آن وی ایران را یک کشور صلح دوست و قربانی تروریسم معرفی کرد، با یک دانشگاهی آمریکا که وی را یک "دیکتاتور کوچک و بیرحم" خواند، درگیر شد.
در تالار دانشگاه که در آن احمدی نژاد خطاب به700 نفر سخنرانی کرد که 80 درصد آنان دانشجو بودند. وی در واکنش به چالشی که اظهارات قبلی اش در مورد محو شدن اسرائیل از صحنه روزگار برای وی ایجاد کرده است، گفت: نگرانی این است که چرا فلسطینی ها باید دچار درد و رنج شوند.
بی بی سی: استقبال دانشجویان از مواضع احمدی نژاد درباره فلسطین
یکی از سئوال کنندگان از آقای احمدی نژاد پرسید که آیا شخص او یا دولت او خواستار نابودی اسرائیل است؟ رییس جمهور ایران در این مورد گفت: "ما همه ملت ها را دوست داریم" و با شرح وضعیت یهودیان در ایران، دیدگاه های خود در مورد حل بحران خاورمیانه از طریق رجوع به همه پرسی و لزوم اعاده حقوق فلسطینیان را مطرح کرد که با استقبال گروهی از حاضران در جلسه مواجه شد.
در مورد هولوکاست، آقای احمدی نژاد گفت که حتی اگر کشتار میلیون های یهودی به دست آلمان نازی درست هم باشد، دلیل نمی شود که از این حادثه برای نقض حقوق فلسطینیان بهره برداری شود.


 


یکشنبه 1 مهر 86 , ساعت 9:4 صبح

اولین های جنگ
 
اولین حمله عراق:
در تاریخ 18/12/1357 در حالی که تنها 16 روز از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته بود‏ به خاک ایران انجام شد و منطقه مرزی سیرین در میان شهر مرزی بانه ایران و آبادی شوره له در عراق بمباران شد که 15 نفر را به شهادت رساند و 9 نفر از ایرانیان غیر نظامی به داخل خاک عراق انتقال داده شدند.
اولین اسیران جنگ:
در اولین حمله عراق به ایران 9 نفر از اکراد منطقه سیرین توسط نیروهای عراقی ربوده شدند. 4 روز پس از این اقدام‏ عده ای از روستانشینان اطراف بانه‏ به کمیته انقلاب اسلامی در شهر بانه مراجعه کردند و در خواست خود را مبنی بر تلاش وزارت امور خارجه برای آزاد سازی این 9 نفر اعلام کردند.
اولین شلیک در آغاز جنگ:
اگر چه در منابع مختلف شلیک اولین گلوله توپ به سمت خاک ایران را از اقدامات صدام بر می شمارند ولی «حامد الجبوری» وزیر خارجه عراق در گفت و گویی با روزنامه الحیات گفت: «اولین گلوله ای که به سمت خاک ایران شلیک و جنگ شروع شد آن گلوله را ملک حسین شلیک کرد.» این موضوع حتی با تردید خبرنگار الحیات مواجه می شود، اما «الجبوری» با قاطعیت تاکید می کند «مطمئن هستم
اولین حمله شیمیایی:
اولین حمله شیمیایی ثبت شده در جنگ در تاریخ آذر ماه 1359 در حالی که تنها 114 روز از آغاز رسمی جنگ می گذشت در منطقه گیلانغرب صورت گرفت که به مجروح شدن تعدادی از نیروهای ایرانی انجامید، اما اولین سند پیرامون آمادگی دولت عراق برای حملات شیمیایی به 43 روز قبل بر می گردد. در تاریخ 10/8/1359 و در حالی که تنها 71 روز از آغاز رسمی جنگ می گذشت، فرمانده عملیات نیروهای عراق در غرب در گزارشی به فرماندهان عالی رتبه خود می نویسد: «عواملی که توسط یگانهای تابعه استخدام شده اند مخالف رژیم ایران هستند و در خط مقدم جبهه با پرتاب گلوله شیمیایی‏ باعث تضعیف قوای جسمی پرسنل نظامی ایران می شوند
اولین پیشنهاد صلح:
اولین پیشنهاد صلح یک هفته پس از آغاز جنگ توسط «صدام جسین» اعلام شد! دولت بعث که در آرزوی فتح سه روزه تهران بود‏ پس از گذشت سه هفته از آغاز حملات خود در پشت دروازه های خرمشهر زمین گیر شده بود در تاریخ 7/7/1359 خطاب به ملت عراق گفت: عراق به مقاصد ارضی خود نایل شده و کشورش مایل هست خصمومت ها را کنار گذاشته و به مذاکره بپردازد.» این پیشنهاد صلح، در میان کارشناسان سیاسی جهان، به معنای شکست عراق در تهاجم به ایران تحلیل شد.
اولین سرقت نفت عراق از ایران اسلامی:
درتاریخ 10/2/1358 روزنامه کیهان نوشت: «در جریان انقلاب اسلامی ایران، عراقی ها برای جذب منابع نفتی ایران در خط مرزی ویژه در منطقه نقت خیز کرکوک چاههای جدید حفر کردند و چون رگه نفتی دو کشور در خط مرزی به هم مربوط است این عمل عراقی ها باعث خشک شدن صنایع نفتی نفت شهر شده است
اولین بیانیه صلح سازمان ملل پیرامون جنگ:
در دومین روز جنگ اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد به تقاضای دبیر کل وقت سازمان ملل، تشکیل جلسه داده و بیانیه ای صادر کردند. در این بیانیه در حالی که عراق در خاک ایران حملات خود را ادامه می داد، از طرفین خواسته شد که «از کلیه اقدامات مسلحانه ... دست بردارند.» اقدامی که حتی شورای امنیت سازمان ملل در صدور قطعنامه پیرامون جنگ، آن را تلویحا بی اثر دانست.
اولین قطعنامه سازمان ملل پیرامون جنگ:
سه روز پس از صدور بیانیه سازمان ممل متحد، اولین قطعنامه خود را پیرامون جنگ ایران و عراق صادر رد. قطعنامه 479 که تاریخ سوم مهرماه سال 1359 را در بالای خود دارد بلافاصله مورد پذیرش عراق قرار گرفت. در این قطعنامه سخنی از تجاوز و تنبیه متجاوز به میان آورده نشده. نکته جالب اینجاست که سازمان ملل پس از این قطعنامه 21 ماه و 15 روز سکوت اختیار کرد و زمانی مجبور شد که این سکوت را بشکند که نیروهای ایرانی عملیات غرور آفرین فتح خرمشهر را انجام داده بودند و خاک عراق مورد تهدید نیروهای ایرانی قرار داشت! سکوتی که معنایی جز حمایت از متجاوز نمی توانست داشته باشد.
اولین طرح برای ورود به خاک عراق:
در حالی که نیروهای انقلابی تلاش می کردند تا تجاوز عراق به خاک ایران را کند یا متوقف سازند اولین طرح برای ورود به خاک عراق توسط جاوید الاثر «حاج احمد متوسلیان» ارایه شد. حاج احمد با اطلاعی که از منطقه کردستان عراق داشت، طرح اشغال یک شهر مرزی کرد نشین در داخل عراق را مطرح کرد، تلاشی که می توانست نیروهای عراقی را در دو جبهه درگیر کند و فشار به مناطق جنوبی کشور را کاهش دهد، اما این اقدام با مخالفت بنی صدر خائن، رئیس جمهور وقت مواجه شد و امکان اجرا نیافت.
اولین استعفای صدام پس از آغاز جنگ: ‏
صدام حسین که به امید پیروزی سریع خود و با هدف ساقط کردن نظام نوپای اسلامی، جنگ را برملت ایران تحمیل کرده بود هر مقداری که از این نبرد می گذشت و قدرت نیروهای نظامی و نیروهای اسلام به پختگی و تکامل خود نزدیک می شد، خود را بیشتر در خطر سقوط احساس می کرد. فتح خرمشهر اوج این عظمت نیروهای جوان ایرانی بود. فرماندهی که با متوسط سن کمتر از 27 سال نیروهای ورزیده عراقی را در خرمشهر زمین گیر کرده و 19 هزار نفر از نیروهای دشمن بعثی را به اسارت در آوردند. علاوه بر آنکه بصره را نیز تحت خطر جدی قرار داده بودند. در اجلاس 4 روزه حزب «بعث» که پس از پیروزی جمهوری اسلامی ایران در خرمشهر برگزار شد. صدام حسین ضمن پذیرش مسوولیت شکستهای اخیر، استعفا داد. اگر چه این موضوع مورد پذیرش قرار نگرفت و او مجدداً به این سمت انتخاب شد. انتخابی که در پی خود، اعضای شورای انقلاب را از 17 نفر به 10 نفر کاهس داد و 8 هزار نفر از اعضای دولت عراق را عزل و 10 هزار نفر از نیروهای جدید را وارد کابینه کرد. تمامی این اقدامات از نتایج عملیات جاودان «فتح خرمشهر» بود.
اولین موشک ایران:
در ساعت 3:20 دقیقه بامداد روز پنجشنبه 3/12/63 اولین موشک ایران به بغداد شلیک شد. شلیکی که به هدف خود «بانک رافدین» اصابت کرد، دولت عراق را در گیجی قرار داد؛ بطوری که این دولت را مجبور ساخت تا این اقدام را حرکتی خرابکارانه و داخلی اعلام کند. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز اعلام کرد: «ابن انفجار یک انفجار داخلی بوده است.» اما شلیک 13 موشک در مدت زمان کوتاه به کرکوک و بغداد، این دولت را مجبور ساخت تا اقدامی برای جلوگیری ازشلیک موشکهای ایران انجام دهد.
اولین عملیات نظامی از سوی ایران:
عملیات کلاسیک نیروهای ایران، 24 روز پس از آغاز رسمی جنگ و با هدف آزادسازی مناطق اشغالی در منطقه غرب رودخانه کرخه انجام شد. نیروهای عمل کننده در این عملیات قبل از ظهر روز عملیات، به دلیل ناکامی در رسیدن به اهداف مورد نظر مجبور به بازگشت شدند.
اولین عملیات موفق از سوی ایران:
اولین عملیات پیروزمندانه نیروهای نظامی ایران در تاریخ 5 مهرماه 1360 با هدف شکستن حصر آبادان در شرق رودخانه کارون انجام شد و پس از 48 ساعت به تمامی اهداف خود رسید. این عملیات سرآغازی بر عملیات های موفق نیروهای اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس بود.


شنبه 31 شهریور 86 , ساعت 9:16 صبح

حماسه های  پرشور جنگ تحمیلی و صحنه های شگرفی که رزمندگان پرتوان سپاه توحید در دفاع از انقلاب و میهن اسلامی در جای جای جبهه های نبرد حق علیه باطل؛ از کوهستانهای صعب العــبور و سر به فلک کشیده غرب تا دشتهای تفتیده جنوب و آبهای گرم خلیج فارس آفریدند : آنچنان پرشکوه و پرتوان و سرشار از عشق و ایثار و شجاعت است که هیچ  قلم و زبانی را یارای بازگو کردن آن نیست. 


 دشمنـــان منطقـــه ای :


وقوع انقــلاب اســـلامی در ایـــران زنگ های خطر را بقـوت تمام برای حکومت‎های منطقه بصدا در آورد. مناقــشات موجود در منطقه یا پیرامون اسراییل و سرزمین های اشغال شده  دور می زد و یا به تنـــازعات جناحهای تند و محافظه کار برای  در دست گیری قدرت مربوط می شد.


نزاع اعـراب با اسراییل؛ بر سر غصب سرزمین های عربی و جریحه دار ساختن غرور عربیت بود و حداکثر اینکه جناحهای افــراطی؛ به اسراییل به مثابه پایگاه امپریالیسم در منطقه می نگریستند و اینها همه تا جایی که به رژیم های موجود بر می گردد قابل تحمل است.


تحقق انقلاب اسلامی در ایران و بر هم خوردن موازنه های موجود در روابط بین المللی منطقه؛ مسائل جدید و پیش بینی نشده حادث گــشت. این بار نیروئی در منــــطقه بوجود آمده است که محتــوائی متفاوت از دیـگر حکومت های قبلی دارد.این اولین انقلاب اجتماعی در تاریخ نوین خاورمیانه است. این اولین انقلاب سیاســی- اجتماعی؛ مدعی اسلام و هویت اسلامی است. یعنی آن چیزی که در تاریخ جدید عمدتا «در حاشیه بسر برده و در حال به متن آمده و در تلاش بسیج اعراب که قبل از عرب بودن مسلمانند و این مسلمانی ارزش واقعــی آنان را رقم می زند؛ می باشد».


و بالاخره این انقــــلاب در کشوری روی داده که از لحاظ موقعیت جغــرافیایی؛ امکانــــات اقتصادی و تعداد جمعیت مقامی غیر قابل رقابت را بخود اختصاص داده است. انقــلاب اســلامی ایــــــران منطقه را در آستانه مسائلی مهم و متفاوت از قبل قرار داد.


کمپ دیــــوید با از دست رفتن نزدیک ترین متحد منطقه ایش و تبدیل آن با نظامی بکلی متفاوت به تلخی گرایید.


  جــنــــــگ تحـــمیلی :


زمینه های حمله عراق به کشور ما در 31 شهریور 1359 طولانی ترین جنگ را در منطقه پس از جنگهای صـلیبی سبب گردید. این جنـــگ که قرار بود بر اســـاس محاسبات عراق ظرف 3 الی چند هفته به انجام خود برسد؛ بیش از 96 ماه را پشت سر گـــذارده که این رقم به تنهائی 27 بار طولانی تر از تمامی جنگهای میان اعراب و اسرائیل می باشد.


حمله عراق به جمهوری اســــلامی؛ دومین حادثه بزرگ در منطقه پس از سقوط رژیم شاه و پیروزی انقلاب اســــلامی می باشد. قریب یکسال قبل از این حمله یعنی در 13 آبان 1358؛ سفارت آمریــکا توسط گروهی از دانشجویان که نام خود را دانشجویان مسلمان پیرو خط امــــام نهاده بودند اشغـــال شد و یکی از طولانی ترین گروگان گیری های تاریخ را بوجود آورد. اشغال سفارت آمریکا که به دنبال تحریکات این کشور علیه انقلاب اسلامی و چند گانگی و اختلاف تفکر و روش میان زمامداران جدید ایران صورت گرفت؛ بازتاب گسترده ای در جهان و منطقه برجای نهـــاد. آمریـــکا به عنوان نیروی استعمـــــارگر اصلی جهان و حـــامی  قدرتمند شاه نمی توانست از سوی انقلاب نادیده انگاشته شده  و با آن از موضع خصومت تلاقی نگردد.


در واقع بزرگترین ضربه در صحنه سیاست بین المللی با وقوع انقــلاب اســـــــلامی متوجه آمریکا گردید که بیشترین منافع را در هنگام رژیم شاه از موقعیت جغرافیائی و زمینه های سیــــاسی  اقتصـــادی و نظامی این کشور می برد.‌ آمریکا در صدد بود که با کمترین خرج؛ بیشترین جبران مافات را نماید و دولت مردان وقت حاکم بر ایران؛ نیز خوش بینانه بر این خیال بودند که با وجود یک حکومت ملی و مردمی در ایران می توان با آمریکا روابطی بر پایه استقلال بنا نهاد. اشغال سفارت که تجربه های نوین در جهــــان و منطقه علیه استکبار و امپریالیسم بود؛ نه تنها آمریکا را از برقراری  روابط عادی در کوتاه مدت نا امید ساخت؛ حکومت های متکی بر امریکا و رژیم های محافظه کار منطقه شدیدا؛ احساس ناامنی کردند و بسیج سیــاستهای نظــامی- اقتصادی برای سرنگونی حکومت جدید که همچنان بر طبل انقلاب می کوبد را از سوی آنان سبب گردید. از سوی دیگر ماهیت انقلاب به همراه خاطرات تاریخی این کشور از همسایه شمالی خود و بالاخره سیـــاست نه شرقی و نه غربی انقلاب؛ فرصتی را برای نزدیکی انقلاب با روسیه شوروی فراهم نمی کرد. روسیــــــه شوروی نیز با وجود تمامی منافعی که سیاست آمریکائی انقلاب برای این کشور بوجود آورده بود دلائــــلی برای نگرانی از ماهیت حکومت جدید در تهران داشت. دلائلی که با گذشت روزگار شدت می گرفت. 


 موقعیت جمهوری اسلامی در آغاز جنگ :


در هنگام شروع جنگ نظام جمهوری اسلامی در سطح جهانی از سوی افکــار عمــومی ساخته تبلیغات جهانی؛ نظامی اخلالگر و مغایر با سیاستهای  رسمی بین المللی معرفی شده بود. به عبــــارت دیگر استکبار جهـــانی زمینه را برای بسر عقل آوردن این عصیانگر و ادب کردن این حکومت هنجار شکن  فراهم کرده بود.


در زمینه رویدادهای داخلی نیز؛ وقایع بگونه ای سیر می کرد که در ذهن ناظران خــــارجی بیش از هر چیز تشتت و از هم پاشیدگی و ضعف و سستی را القا می کـــرد و طماعان آنان را به طمع می انداخت. در صحنه سیاست داخلی؛ تشتت و چند گونگی آرا در حد نهایت خود جلوه می کرد. سقــوط دولت مــوقت؛ اختلافات و جهت گیریهای داخلی را پایان نداد بلکه آنها را در مسیر تازه ای قرار داد.در مجموع گروهی از دولت مردان و سیاست مداران پیرامون اولین ریاست جمهوری گرد امدند و گروهی دیگر حول روحانیت در صحنه؛بویژه دکتر بهشتی؛ دبیر کل حزب جمهوری اسلامی که سرانجام جان خود را بر سر این راه   گذاشت؛ جمع شدند.


سایر فرقه ها و گروه های قابل ذکر و تمامی امکانات سیاسی- روانی نیز به همین گونه دوباره جمع شده بودند و در چشم ناظران خارجی؛ و آگاهان داخلی؛همه چیز حاکی ا زیک اختلاف و تفرقه عظیم سیاسی بود.


مشکلات اقتصادی حکومت جدید هم با توجه به دو عامل؛یکی تلاطم و نابسامانی های طبیعی یک انقلاب و دوم کمبود ارز؛ مشکلات ناشی از قطع فروش نفت به عنوان مهمترین منبع درآمد کشور و   خروج سرمایه های کلان در زمان انقلاب از سوی وابستگان رژیم ساقط شده؛ کشور را در آستانه وضعی شبیه به ورشکستگی قرار داده بود.


مشکل گروهها؛ بخشی دیگر از نا بسامانی های انقلاب را رقم می زد. این گروهها در سه زمینه به تضعیف انقلاب اشتغال داشتند؛ یکی ترور یا بدنام کردن شخصیت های موثر انقلاب بود. زمینه دوم ایجاد آشوب و ناامنی در مناطق دور از مرکز و سرزمین های قومی و دامن زدن به مسائلی از قبیل خود مختاری بود.زمینه سوم فعالیت گروهها در تفرقه سیاسی داخلی؛ دامن زدن به نابسامانی ها و سرانجام آمادگی برای یک جنگ داخلی در جهت بدست گیری قدرت بود. سازمان مجاهدین (منافقین) مهم ترین و فعال ترین این گروه ها بود. بخش اعظم تبلیغات و تحرکات خیابانی به نفع « بنی صــ-در» رئیس جمهوری ایران از سوی اینان صورت


می گرفت. عــراق تنها کشوری  در منطقه بود که می توانست به بهره برداری شیطـــانی   جواب مساعد دهد. موقعیت جغرافیائی این سرزمین که حائل میان ایــران و دیگر اعــــراب است؛ جمعیت مناسب؛ ارتش قوی؛ اقتصاد نسبتا منسجم؛ عامل عربیت؛ داشتن یک رابطه  دوستانه با  روسیه شوروی؛ وجود یک فرد قدرتمند و فرصت طلب در رهبری آن و بالاخره تخاصمات تاریخی دو کشور ایران و عراق عواملی هستند که عراق را قادر و تشویق به این تجاوز می نمود. که پس از صلح مصر با اسرائیل در صدد بود تا مقام ممتاز مصر را در جهان عرب تصرف کند؛ بهترین فرصت را به زعم خود در یک جنگ عربی یافت.


صعود تدریجی ولی مطمئن ده ساله صدام حسین ازعضوی همانند اعضای ارشد حزب بعث به رهبری تام و تمام این کشور و کودتای خزنده صــــدام علیه حسن البــــکر که نه همچون صدام افراطی بود و نه جاه طلب؛ شرایط را برای شروع جنگ فراهم کرده بود.


این جنگ نه تنها می توانست عراق را به مقــــام شامخ رهبری اعراب نایل گرداند و بدنبال سقوط رژیم شاه؛ ژاندارم جدید منطقه گردد که اصولا الحـــاق بخش وسیعی از خاک ایــران؛ عمدتا در منطقه نفت خیز جنوب؛


آن گونه که از سوی رهبری این کشور اعلام شد؛ « قادسیه» جدیدی را رقم می زد.


از سوی دیگر نفوذ انقلاب به یکی از مساعدترین کشورهای عربی را که اکثریت جمعیت آن را شیــــعه تشکیل می دهد؛ مرتفع می ساخت.


اقدامات خصمانه عراق علیه انقلاب اسلامی ایران؛ قبل از پیروزی انقــلاب آغاز شد. ایجاد محـــدودیت برای امام خمینی که به هجرت ایشان به پـــاریس انجامید؛ سفر فرح به عــــراق در پاییز 1357 یعنی پس از وقایع خونین 17 شهریور همان سال که نوعی مبارزه طلبی انقلابیون ایران به حساب می آمد.


پس از پیروزی انقلاب نیز تحرکات عـــــراق برای لطمه زدن به روابط دو کشور و آسیب رساندن به حاکمیت انقلاب ادامه یافت.اخراج پنجاه هزار نفر اتبـــاع شیعه مذهب این کشور و راندن آنها به مناطق مرزی ایران به جرم ایـــرانی الاصل بودن علامتی آشکار از انـــدیشه نژادی حاکم بغداد بشمار می رود. افزودن بر اخراج این عده که ظاهــــرا می توانستند در روز مبادا هواداران انقلاب اسلامی در آن کشور بوده باشند؛ سرکوبی و قلع روحانیون و علمای اسلامی از جمله به شهادت رساندن سید محمد باقر صدر برای پیشگیری از تحول وی به «خمینی عراق » بخشی دیگر از عوامل خطرناک و مخالف مشی نژادپرستانه و تجاوز کارانه حـــزب بـــعث می باشد. پناه دادن به فراریان انقـــلاب اســــلامی؛ بخصوص امرای ارشد شاهنشاهی و در اختیار قرار دادن امکانات برای تحریکات آنها؛ از دیگر اعمـــال خصمانه علیه حاکمیت انقلاب بود. تشکیل ” جبهـــه آزادیبخش عربستـــان “ و تجهیز اعضا این جبهه برای خرابکاری از جمله بمب گذاری در مراکــ-ز تجمع مردم و منفجر ساختن لوله های نفت در همین ارتباط بود. تغییر نام خوزستان به عربستان؛ اهـواز به الاحواز؛ خرمشهر به محمره و .......... آشکارا ادعاهای ارضی رژیم بغداد را به اثبات می رسانید.


نباید تصور شود که این اقدامات پنهانی صورت می گرفت . صــدام و دیگر مقامـــــات رژیم بعث آشکارا و به کرات این اقدامات را تایید کردند از جمله می توان به این جملات صدام به مناسبت دوازدهمین سالگرد انقلاب عراق ( 17 ژوئن 1980-27/3/59 ) اشاره داشت : ” ما به مبــــارزات خلقهای ایـــران علیه دیدگاهای عقب افتاده و خود کامه و علیه جهتگیری های منحرفی که زیر پوشش مذهب مخفی می شوند ولی در روش هایشان به مرز کفر ورزیدن به دین اسلام و ارزشهای والا و تمـــدن پاک و اصیل آن رسیدند؛ درود می فرستیم. ما به خلق مبارز عربستان که در راه آزادی و برابری علیه دار و دسته  نـــژاد پرستی که او را از ساده ترین حقوق زندگی و ایده ها محروم ساخته است و کاروانهای شهیدان شرا تقدیم می دارد؛ درود می فرستیم.“


تبدیل خوزستان به عربستان یکی از شرایط سه گانه صـــــدام برای پایان دادن به اعمال خصمــــانه علیه ایران عنوان شد.صدام در مصاحبه خود در تاریخ فروردین 59 این سه  شرط را اعلام داشت:


الف- خروج بی قید و شرط ایران از جزایر تنب کوچک و تنب بزرگ و جزایر ابوموسی


ب- بازگرداندن دنباله شط العرب به حالت قبل از سال 1975


ج- به رسمیت شناختن عربی بودن خوزستان  


 انگیزه های عراق برای حمله به ایران :


اگر بخواهیم به یک جمع بندی فشرده در مورد انگیزه های رژیم عـــــراق برای حمله به ایـران دست یازیم باید گفت که یک انگیزه و محـــرک قوی برای این تجاوز همان مسئله ای که تحت عنوان خلع ســــلاح داخلی و بین المللی است می باشد. اهداف این انگیزه عمدتا به باجگیری منطقه ای و تصرف قسمتی از خاک ایران و نظائر آن محدود می گردد.


انگیزه و محرک دوم در حمله عراق به ایران؛ نقش انقلاب اسلامی و خطراتی که از این ناحیه متوجه حکومت عراق می شد؛ می باشد. این انگیزه و خطر انقــــلاب برای حکام بعث مبارزه سرنوشت سازی را سبب گشت. کافی است به عنوان دلیل به این جمله طه یاسین رمضان مرد قدرتمند شماره 2 عراق استناد کرد.


” ما به این نکته تاکید می کنیم که جنــــــگ به پایان نخواهد رسید مگر اینکه  رژیم حاکم بر ایران به طور کلی منهدم شود زیرا اختلافات اساسی بر سر چند صـــ-د کیلومتر مربع زمین یا نصف شط العرب که سبب بروز جنگ شده بود نیست بنابراین جنگ ما با ایران بر خلاف آنچه بعضی از خائنین به ملت عرب ادعا می کنند یک


جنگ مرزی نیست که بتوان آنرا به تعویق انداخت بلکه در حقیقت سرنوشت است.“


جنگ عراق علیه ایران نتیجه یک توطئه بین المللی و اتحاد طبیعی اهداف عراق با منافع غــــرب و ارتجـــــاع منطقه و از دیدگاهی دیگر حادثه ای طبیعی در روند یک انقلاب اسلامی و جهان شمول می باشد.


نگاهی به مواضع کشورهای قدرتمند بخصوص روسیه شوروی در قبال عراق در طول سالهای حکومت شـــاه مفید فایده ا ست. 


 مواضع دو ابرقدرت در رابطه با جنگ تحمیلی:


باید گفت جنگ تحمیلی در حالی آغاز شد که روسها ا ز یک سیاست خارجی پر تحـرک و فعــــال به دور بودند.


طرف نظر از انقلاب اسلامی؛ وقایع خاورمیانه در مجموع به کام آمریکا بود. نیروهای میـــانه رو متمایل به راست موفق شده بودند که نیروهای به اصطلاح چپ را تحت کنترل خود در آورند و یا حداقل آنها را از دست زدن به اعمالی که موجودیت جناح میانه رو و راست را بطور خطرناکی مورد تهدید قرار دهند؛ بــــاز دارند. روسها با تمامی امیدی که به جریان کودتا و سپس اشغال افغانستان بسته بودند؛ نتوانستند موفق گردند.


سیاست حقوق بشر آنها را در موضعی انفعالی قرار داده بود و بد تر از همه آنکه در داخل؛ بار دیــــگر به یک دوران سر در گمی برگشته بودند. در یک جمله؛ سیاست خارجی شوروی به یک خواب و رخوت نا به هنـــگام دچار شده بود.آمریکاییان با اینکه در فاصله ای کوتاه شاهد از دست رفتن رژیم میانه رو در کابل و سقوط نظام سلطنتی در ایــــران بودند؛ ابتکار عمل را در دست داشتند. بهتر است که در اینجا به علائق طرفهای ذینفع به هنگام شروع جنگ نظر اندازیم.صدام موقعیت را مناسب می یابد که با اتحاد طبیعی که با آمریکا و غرب یافته است به جمهـــــوری اســـلامی حمله ور گردد. البته در اهداف غائی این اتحاد؛ میان متحدین اتفاق نظر وجود ندارد. آمـــریکا بیشتر مایل است که با تنبیه ایــــــران و با روی کار آوردن یک ر ژیم دست کم میانه رو به غائله انقــلاب پایان دهد. اما صدام می خواست که با این جنگ به یکباره چند هدف را عملی سازد.تغییر مرزها بسود عراق؛ افزایش امکانات اقتصادی؛ نیل به قله رهبر بلامنازع عرب و منطقه؛ رویای شیرین صدام بود.


به این ترتیب  عراق و امریکا در یک اتحاد طبیعی که با تماسهای دیپلماتیک چون سفر برژینسکی به عراق قبل از جنگ و یا اعترافات سعدون حمادی در مورد ارتباط چهارساله با آمریکا تقویت می شد؛ مشترکا آماده اجرای صحنه اول ایجاد تراژدی برای انقلاب اسلامی ایران شدند.


روسها از دو مسئله بیمناک بودند ؛ یکی سقوط رژیم حاکم بر ایران و جایگزینی آن بوسیله یک نظام آمریکایی و دوم آنکه خود را از میانجیگری و حفظ هر دو طرف قاصر می یافتند. روسها قبلا موفق نشده بودند که هر دو رژیم سومالی و اتیوپی را که داعیه چپ را داشتند در چنته خود نگهدارد و بیم از آن داشتند که این تجربه ناموفق تاریخی بار دیگر تکرار گردد. روسیه در وضعیت بسیار پیچیده و بغرنجی قرار گرفته ؛‌ از یکسو چندان به جایگاه خود در ایران که به بهای از دست رفتن عراق ارزش داشته باشد ؛ اعتقاد نداشتند و از سوی دیگر طرف حمایت جدی از عراق به مفهوم نادیده انگاشتن امیدواری برای جذب ایران بود. ناگزیر لااقل در اوایل ؛ سیاست بی طرفی ( یا بهتر است بگوییم کجدار و مریز ) و در انتظار آینده بودن را بهترین سنگر برای خود یافت.


با گذشت ایام روسها امیدهای خود را نقش بر آب دیدند.سیاستهای اخذ شده از سوی جمهوری اسلامی در داخل و خارج ؛ روسها را مطمئن ساخت که نه تنها قادر به پر کردن خلاء آمریکا در ایران نیستند که حتی در ایجاد یک رابطه دوستانه با مشکلاتی روبرو هستند. درست است که ایران از صورت پایگاهی برای آمریکا خارج شده است و این خروج مزایای بسیاری برای روسها در پی داشت ولی روسها با مرور زمان متوجه شدن که خطر به گونه ای دیگر همچنان پا بر خاست . کشور همچنان ضد کمونیستی و ضد روسی باقی ماند بدون آنکه به یک جناح غرب وابستگی داشته باشد.


آمریکا ایران را از دست داد ولی روسیه چیزی بدست نیاورد . نتیجه آنکه روسیه که از این طرف ” رانده “ شده بود هم خود را مصروف بر آن ساخت که از طرف دیگر ” مانده “ نگردد. 


 از اهواز تا بصره :


عملیات گسترده و همه جانبه عراق پس از تحرکات ایذائی بسیار که بر اساس اسناد منتشر شده از سوی وزارتخانه به 637 مورد می رسد در 31 شهریور 59 آغاز گردید.


در همان ساعات و روزهای اولیه حمله ؛ عراق به اکثر اهداف نظامی خود دست یافت . به گفته صدام ؛ عراق در جبهه های بطول 550 کیلومتر توانست به عمق 20 تا 110 کیلومتر به داخل ایران نفوذ کند و وسعتی معادل فلسطین اشغال شده را به تصرف خود در آورد. در این عملیات که به سبک عملیات غافلگیرانه اسرائیلی ها در جنگ ژوئن 67 ( شش روزه ) با بمباران تاسیسات نظامی و فرودگاههای کشور صورت گرفت 10 شهر و صدها روستا به اشغال قوای بعثی در آمد و رژیم بغداد تا پشت دروازههای اهواز به پیش راند.حمله عراق به ایران را نمی توان به تمامی یک غافلگیری دانست ؛ چرا که تجاوزات مکرر این رژیم  به نقاط مرزی و حمله مقدماتی تشبثات عراق برای فراهم کردن زمینه حمله به ایران علائمی از بروز نزدیک حمله مذکور بود. همانگونه که در قبل دیدیم؛ در ایران در روزهای حمله تمامی نگاه ها و حساسیتها به داخل متوجه بود و تشتت داخلی به همراه بی تجربگی از ترفندهای استکبار جهانی؛ سبب شد؛ شکستی سنگینره آورد روزهای اولیه جنگ قرار گیرد.  


بحث بر سر چگونگی مقابله و میزان نقشی که مردم می توانند در کنار ارتش به سبک کلاسیک داشته باشند؛ انعکاس از اختلافات داخلی بود که تا حد بسیار زیادی مانع یک مقابله جدی با عراق گردید. رئیس جمهور وقت که نقش فرماندهی و یا نیابت فرماندهی کل قوا را هم داشت با تکیه بر ارتش و با نادیده انگاشتن غرر آلود نیروهای مردمی متشکل در سپاه و بسیج که بزعم وی آلت دست مخالفان او بودند؛‌ مدعی بود باید دفاع به طریق اشکانیان؛ یعنی اجازه دادن به دشمن برای ورود و سپس تاختن همه جانبه نیروهای سواره نظام بر قوای خصم را تدارک دید.


حملات متقابل کلاسیک ایران در چند ماهه اول جنگ تنها بیهودگی این قبیل عملیات تدافعی را مشخص ساخت.


اولین تجربه همکاری نیروهای مردمی با ارتش توانست سوسنگرد را از تصرف دشمن محفوظ دارد و ارتش عراق را از پای دیوارهای شهر به عقب راند؛ پس از سقوط بنی صدر و حوادث و توطئه های بعد از آن فضای کشور و از جمله جبهه ها حالتی دو گانه و کاملا ناقض یافت. ا زیک سو وعده های سقوط نظام و از دیگر سو یک تهییج و بسیج  بی سابقه عمومی برای نجات و وارد ساختن ضربه متقابل به جبهه متحد دشمنان انقلاب قابل مشاهده بود.


تنها یک ماه پس از انفجار دفتر نخست وزیری؛ پیروزی بزرگ شکستن محاصره آبادا ن با ترکیبی از سپاه  و ارتش بدست آمد. از مهر ماه 60 تا خرداد 61 که خرمشهر مهمترین شهر متصرفی عراق؛ آزاد شد؛ جهان تجربه های جدید از توان یک انقلاب بی نظیر منشاء گرفته از ایمان و اعتقاد مردم را ثبت کرد. در چهار عملیات مهم؛ ارتش اسلام موفق شد که اکثر خاک خود را از چنگال دشمن آزاد سازد.و قریب پنجاه هزار تن از قوای بغداد را هم به اسارت خود درآورد.در خرداد 61 یعنی پس از گذشت 21 ماه از جنگ این جمهوری  اسلامی بود که خود را آماده حمله به داخل خاک عراق برای تحقق شروط خود مبنی بر پایان دادن به جنگ می ساخت.


http://www.irib.ir/occasions/HolyDefence/Holy%20Defence.HTM


 


home


جمعه 30 شهریور 86 , ساعت 11:4 صبح

10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدن‌تان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را خنثی می‌کند.
20 دقیقه بعد: قند خون‌تان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.
40 دقیقه بعد: حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمک‌های‌تان گشاد می‌شود، فشار خون‌تان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.
45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.
بعد از 60 دقیقه: اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.
مدتی بعد: کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیت‌ها نیز از دست می‌رود.
مدتی بعدتر: کم‌کم آن غوغایی که در بدن‌تان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک‌پذیر می‌شوید یا خیلی کرخت و بی‌حال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کرده‌اید؛ آبی که می‌شد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدن‌تان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین می‌رود و شما هوس یک نوشابه دیگر می‌کنید.

نوشابه‌خورترین ملت جهان
سرانه مصرف نوشابه‌های گازدار در ایران ۴۲ لیتر است. با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک می‌رسیم که ما در سرانه مصرف نوشابه‌هاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کرده‌ایم. برای این که بیشتر وحشت کنید، بد نیست بدانید که:
1) میانگین مصرف نوشابه‌های گازدار در دنیا برای هر فرد 10 لیتر است.
2) در بیست سال اخیر، مصرف نوشابه هاى گازدار در کشور، نزدیک به ۱۵ درصد رشد داشته است.
3) در طی این بیست سال، مصرف شیر و لبنیات، تنها حدود یک دهم درصد رشد کرده است.
4) سرانه‌ مصرف لبنیات در ایران کمتر از یک سوم استاندار جهانی است.
5) طبق آمار، ۹۰ درصد کودکان ۲۴ ماهه تا ۱۲ ساله کشورمان، روزانه حداقل یک بار پفک و نوشابه مصرف کرده‌اند.
6) 25 درصد از کودکان ایرانى به نوعی با سوءتغذیه دست‌به‌گریبانند.
7) یک‌سوم از مرگ‌ومیرهای کشور به علت بیماری‌های قلبی‌عروقی است که یکی از عوامل اصلی بروز آن، تغذیه غلط است.

سالم و سعادتمند باشید


یکشنبه 18 شهریور 86 , ساعت 10:52 صبح

آن زمانها که هنوز گرفتار شهرنشینی نشده بودیم وماه مبارک رمضان در روستای شلی به سر میبردیم .اون زمونها یعنی قبل از سالهای 1356 را میگم   ماه رمضان در شلی به مفهوم واقعی ماه ضیافت الله بود و همه با شادی و خوشحالی از آن استقبال می کردند. از اواسط ماه شعبان مردم منتظر ماه مبارک رمضان بودند..رمضان رنگ و بو و شور و نشاط خاص خود را داشت.گویا همگی ضیافتی را وعده داشتند. لحظه زیبای اذان و مناجات سحری یا همان سحر خوانی سفره های مهربانی مردمی مهربان و صمیمی وصف ناپذیر است. سماورها که در طول سال همیشه روشن بودند. در ماه مبارک رمضان فقط غروبها سماورها روشن می شدند. سماور باید حتما سر سفره آورده می شد و بخار از آن متصاعد می شد. سفره رمضان بسیار ساده بود نان و فرنی و خرما و گاهی هم آش دوغ جزء لاینفک سفره افطاری بود. ماه رمضان ماه قرآن بود. هر کسی اهتمام داشت که روزانه یک تا دو جزء از قرآن را حتما بخواند. و حداقل تا پایان ماه مبارک رمضان یک یا دو ختم کامل قرآن داشته باشد. بعد از افطار نوبت گوش فرادادن به دعای افتتاح درمسجد محل یامنزل یکی از اهالی بود. اگر چه بر گزاری این مراسم جلاء وزیبایی مساجد را نداشتند اما پر میشدند از مردمی که به عشق گوش دادن به دعا در مجلس حاضر می شدند.. وچقدر زیبا بود بحث پیش کشیدن و سعی در تلفظ آیات سوره حمد ذکر ولاالضّّالین و خنده های فرو خورده حاضرین که به پیشانی عرق کرده شخص در حال پاسخگویی به سؤالات ملاسلیمان ، اشاره می کردند. شبها ی دعا  و احیا شبهای بچه ها بود. بچه ها در حین دعا و یا پس از برگزاری مراسم دعا یا احیا جمع می شدند و با انواع بازیها در دل شب سرگرم می شدند. نور امید در چهره بچه ها موج میزد وخنده وشادی وفریادهای از سر شوق فضا را می آکند. غمی نبود. مزرعه ای و داسی واسبی و... چرخ می چرخید و قناعت آدمها دلها را روشن نگه میداشت.سحر ها مردم یا با بانگ خوش سحر خوانی ملای سلیمان و یا با صدای شیپور مشهدی نجاتعلی که سعی می کرد همه را از خواب بیدار کند. اگر بازهم خواب می ماندند. با صدای همسایه ای مهربان که از ترس خواب ماندن همسایه مؤمن تا پشت حیاط پرچین همسایه می آمدند و او را با مهربانی از پشت پرچین حیاطش صدا می زدند. بیدار می شدند. بچه کوچک های ساده دل که بهنگام سحر بیدار نمی شدند و روزه تکلیفشان نبود. روزها از سحری سئوال می کردند. و پاسخ سرکاری می شنیدند. بچه ها فقط می دانستند که سحری چیزی است که خورده می شود و لی از شکل و طعم و مزه و نوع آن هیچ ذهنیتی نداشتند و آن را از غذای شام و ناهار و صبحانه متفاوت می دانستند. نقل است که بچه ای به تصادف و بر اثر سروصدای اهل منزل بهنگام سحر بیدار شد و از سر کنجکاوی خود بابت طعام سحری، باعجله به سمت آشپزخانه و قابلمه رفت و در قابلمه را بازمی کرد و پس از مشاهده محتویات آن با آه سردی گفت که این که همان شام است! پس سحری کجاست؟ بچه ها همواره شب را در آرزوی شرکت در مراسم سحری به صبح می رساندند و همینطور با دلخوری از پدر و مادر که چرا آنها را بیدار نکردند.مردم حداقل یک تا دو ساعت قبل از اذان بیدار می شدند. و اهتمام داشتند به نشستن سر سفره و از سر فرصت چای آشامیدن و سپس سحری و نماز و خواب مختصر که دوباره با روشن شدن هوا کار و تلاش روزمره خود را با زبان روزه آغاز می کرند. ماه رمضان درشلی به مفهوم واقعی ماه ضیافت الله بودمخصوصا شبهای که در تکیه کوچولوی روستا اطعام می دانند خدا رحمت کند مشهدی قاسم ابراهیمی خادم مسجد را که به ما بچه های کوچولومی گفت :شما ها که روزه نداشتید صبر کنید اول بزرکترها افطار بکنند بعد شما بیایید داخل تکیه. از این ماه عزیز همه با شادی استقبال و با آه و افسوس بدرقه اش می نمودند و به انتظار آن تا سال بعد می نشستند. همه اهالی با خوشحالی، سحری و افطاری و یا هرچه که در طبق اخلاصشان داشتند. حتی آش دوغ در خانه همسایه و فامیل، توزیع می کردند.


یکشنبه 4 شهریور 86 , ساعت 12:4 عصر






همه ساله در هفته دولت روز ٤شهریور به عنوان روز کارمند اختصاص می یابد و در این روز به منظور تجلیل از کارگزاران دولت جمهوری اسلامی و ارج نهادن به خدمت، با تبیین ملاک های انتخاب، کارمندان نمونه به عنوان نمایندگان خیل عظیم کارکنان نظام در اقصی نقاط کشور، انتخاب و مورد تشویق و تقدیر قرار می گیرند.


باید مغزهای خود را از اینکه تنها مستخدم دولت باشیم و پشت میز بنشینیم خالی کنیم و برگردیم به اینکه، انسانیت انسان در رابطه با کار به وجود می آید. انسان می تواند به وسیله کاری که انتخاب می کند خالق خود باشد.


شهید رجایی (اسفند ١٣۵۹)


 


اعتلای مدیریت در نظام اداری و ارتقاء منزلت اجتماعی کارکنان دولت، اصلاح نگرش مردم نسبت به خدمات این قشر شریف و زحمتکش، ترویج فرهنگ رفتاری و خدمات شخصیتهای راستین خدمت به مردم شهیدان ماندگار رجایی و باهنر به عنوان الگوهای مناسب خدمت به جامعه، ایجاد روحیه امید و تلاش و نشاط و تشویق مردم به مشارکت در امور و نمایش توان حکومت اسلامی در اداره مطلوب جامعه از اهدف بزرگداشت این روز محسوب می شود.
روز کارمند بیش از آنکه از جهت فرمایشی و شعاری حائز اهمیت باشد فرصتی است مناسب برای تبیین جایگاه و رفع مشکلات کارمندان. از آنجا که کارمندان با دلسوزی و حسن نیت وقت خود را صرف خدمت به مردم و نظام می کنند دولت باید توجه ویژه ای نسبت به آنان مبذول دارد و با طراحی برنامه های صحیح بیشترین استفاده را از این نیروی صادق و زحمتکش جهت پیشبرد اهداف خود ببرد.
یک محقق علوم اجتماعی در مورد مشکلات نظام اداری کنونی ما چنین می گوید: بزرگترین مشکل نظام اداری در کشور ما که متأثر از وضعیت کلی جامعه است، حاکمیت نداشتن یک فرهنگ صحیح میان مدیران، کارکنان و ارباب رجوع است.
اگر بررسی های لازم انجام شود شاید نمونه های بسیاری از رفتارهای غیر منطقی و نامعقول در سطح ادارات خود را نشان دهد. بعنوان نمونه وقتی شخصی برای امضای پرونده ای وارد یک اداره می شود منشی رئیس می گوید: آقای رئیس تشریف ندارند، جلسه هستند، مأموریت هستند، کاری فوق العاده پیش آمده و هزار دلیلی که به هر حال فرقی برای ارباب رجوع نمی کند چون کار او انجام نمی شود. در اینجا حاضر نبودن فرد انجام دهنده کار در مواقع ادرای و مراجعه ارباب رجوع نوعی تخلف از مقررات و قوانین به حساب می آید که در جای خود قابل پیگیری است. در اینجا باید اذعان داشت که در یک نظام اداری متحول، متوازن و سالم نباید مدیران و یا افراد مسئول انجام کار در ساعات اداری و زمانی که ارباب رجوع برای انجام کار به محل وظیفه آنان مراجعه می کنند، در محل حود حاضر نباشند.
چه در این صورت هر فرد مراجعه کننده دچار خسارت و ضرر (اتلاف وقت و هزینه رفت و آمد) می شود و هم در کل، جامعه دچار خسران و زیان می شود چنین مشکلاتی را می توان با اتخاذ تدابیر درست اداری نظیر تفویض اختیار به مدیران پایین تر حل کرد. بعنوان مثال اگر مدیر عامل یک سازمان بنا بر همان قاعده اضطرار مجبور به ترک محل خدمت خود است, باید معاون و یا معاونان وی در هر زمینه دارای این اختیار باشند که کارهای ارباب رجوع را انجام دهند از سوی دیگر بسیاری از مدیران به دلیل عدم آشنایی کافی با اصل تفویض اختیار و نداشتن دید گسترده نسبت به مسایل اداری و بی توجهی به آثار ارزشمند آن از اعطای اختیار به مدیران پایین تر امتناع می کنند و ترجیح می دهند به جای آنکه به وظایف اصلی مدیریتی که همانا تنظیم اهداف و خط مشی ها، توسعه سیاست ها، سنجش و ارزیابی نتایج عملکردها و نظارت بر صحت انجام امور است، خود به یک ماشین امضاء تبدیل شوند و وقت زیادی از زمان حضور خود را در اداره به بررسی مسایلی اختصاص دهند که دیگران هم توانایی انجام آن را دارند و این یکی از
ریشه ای ترین مسائل نظام اداری ما است.
یک مدیر موسسه حسابرسی نیز در این زمینه چنین می گوید: اصولاً مسئول و یا سرپرست یک اداره باید بتواند ویژگی های کارمندان و مدیران زیر دست خود را به خوبی تشخیص دهد. کارمندان باید عموما توانایی ها و شایستگی های لازم را برای انجام وظیفه ای که بر عهده گرفته اند داشته باشند و از سوی دیگر انجام چنین وظیفه ای را با میل و رغبت پذیرفته باشند نه بااکره و اجبار قطعا در بحث تحول اداری باید مواردی نظیر عدم گسترش نظام اداری، استفاده از روش های نو، بهره مندی از توانایی نیروهای انسانی، واگذاری امور دولتی به بخش خصوصی و تمرکز فعالیت های دولتی به سیاست گذاری ها، تمرکز زدایی و تفویض اختیار، گسترش عدالت اقتصادی و اجتماعی در پیکره نظام اداری، برخورد قاطع با تخلفات اداری و قدرادنی از کارکنان ساعی و صادق و موارد دیگر توجه کافی بعمل آید. 



 


   1   2   3   4   5      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ