پیامبر ماه شعبان را روزه می داشت و روزه آن را به روزه ماه مبارک رمضان وصل می کرد و می فرمود : « شعبان ماه من است هر که یک روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود . » (2 )
و جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وبرادرش امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود : « روزه ماه شعبان از من فوت نشد از زمانی که شنیدم منادی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فریاد می نمود. بنابر این هرگز روزه ماه شعبان از من در ایام زندگانیم فوت نخواهد شد اگر خدا بخواهد . » (3 )
آقا امیرالمومنین (ع ) همچنین فرمود : « هر کس روزه دارد شعبان را برای محبت پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و تقرب بسوی خدا دوست دارد او را را خدا نزدیکش سازد به کرامت خود در روز قیامت . » (4 )
عنایات معنوی پروردگار در این ماه با تولد حضرت سیدالشهدا حضرت ابوالفضل حضرت زین العابدین وحضرت حجه بن الحسن عسگری علیهم السلام وبه روایتی تولد حضرت علی اکبر علیه السلام (یازدهم شعبان ) مضاعف شده است .
روز سوم شعبان المعظم که روز ولادت آقا حضرت حسین بن علی علیه السلام است آمیز جواد آقای ملکی تبریزی رحمه الله علیه (استاد اخلاق حضرت امام خمینی ) می فرمودند : قدر و شرف این روز به اندازه شرف صاحب آن است لذا همانطورکه قدر و منزلت آقا سیدالشهدا علیه السلام بس عظیم است روز سوم شعبان نیز از ایام عظمی می باشد. و شب نیمه شعبان هم که دارای منزلتی بزرگ برکاتی فراوان و انوار بی تابان است می گویند از شبهای قدر است که خداوند روزیها و مرگها را تقسیم می کند. »
درحدیث رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمودند : « امشب نیمه شعبان است و در آن روزیها قسمت می شود و اجلها نوشته می شود و حج کنندگان تعیین می گردند . » (5 )
و بعضی معتقدند در این شب سرنوشت یکسال آینده مردم نوشته می شود و در شب قدر (در ماه مبارک رمضان ) به امضا می رسد.
و روز آن (نیمه شعبان ) روزی است که در آن کسی متولد می گردد که خداوند وجود مقدسش را برای پاک ساختن زمین و فرج عمومی برای مومنین و برافراشتن پرچم عدل برای اهل زمین و جمع کامل بین سیاست دین و دنیا قرار داده است . (6 )
پس ملاحظه می فرمایید که این ماه چه عظیم است و چه روزها و شبهای مبارکی در آن می باشد. جا دارد در این ماه از خداوند همه خیر و نیکی دو جهان را طلب کرد و در جهت رفع گرفتاریهای جهان اسلام از او مدد بخواهیم .
در این ماه باید سعی کرد با خوبی ها رفاقت کرد و با زشتی ها عداوت نمود. باید صراط مستقیم را طلب کنیم و از بیراهه ها به خداوند پناه ببریم . این ماه بستر ورود به ضیافت الهی در ماه مبارک رمضان است . پس باید همانطور که امام خمینی (ره ) فرمودند : « اگر خدای نخواسته گناهی مرتکب شده اید قبل از ورود به ماه مبارک رمضان توبه نمایید » .
دراین ماه زمینه توبه را فراهم کنیم تا پاک به ضیافت خداوند وارد شویم .
« ابوالصلت هروی روایت کرده است که در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت امام رضا علیه السلام رفتم . حضرت فرمودند که ای ابوالصلت اکثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافی کن در آنچه از این ماه مانده است و تقصیرهایی را که در ایام گذشته این ماه کرده ایی و بر تو باد که رو آوری بر آنچه نافع است برای تو و دعا و استغفار بکن و تلاوت قرآن مجید بسیار بکن و توبه کن بسوی خدا از گناهان خود تا آنکه چون ماه مبارک در آید خالص گردانیده باشی خود را از برای خدا و مگذار بر گردن خود امانت وحق کسی را مگر آنکه ادا کنی و مگذار در دل خود کینه کسی را مگر آنکه بیرون کنی و مگذار گناهی را که می کرده ایی مگر آنکه ترک کنی و از خدا بترس و توکل کن بر خدا در پنهان و آشکارا در امور خود و هر که برخدا توکل کند خدا بس است او را . » (7 )
پس شعبان فرصتی است برای رها شدن و سبک شدن از هوی و هوس و کینه و ظلمات معصیت . و در یک جمله رها شدن از زنجیرهای ابلیس .
و چه دلنشین گفته است فقیه فاضل و حکیم عارف حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره ) : « ای مسکین به نفس خود (که در گرو ایام گذشته و اندوخته پیشین است ) رحم آر و این گناهان بزرگ را که مانند پشته هیزم از اعمال زشت پیشین به پشت خود نهاده ای درمان کن . بزودی روزی فرا رسد که بگویی قرارگاه کجاست حاشا که پناهگاهی نیست و آنروز قرارگاه در نزد پروردگار تست که انسان را به آنچه پیش و پس کرده آگاه می سازد... و منصفانه نفس خود را به محاکمه آور . » (8 )
در این ماه خواندن مناجاتی وارد است که به مناجات شعبانیه مشهور است و منسوب می باشد به امیرالمومنین علی علیه السلام که دیگر ائمه علیهم السلام نیز به آن عامل بوده اند.
مناجات شعبانیه مناجاتی است که برای اهلش عزیز و گرامی است و برای خاطر آن به ماه شعبان مانوس می شوند بلکه انتظار آن را می کشند و مشتاق آمدن ماه شعبان می گردند و در آن مناجات علوم سرشاری در کیفیت معامله بنده با خدای جل و جلاله مندرج و وجوه ادب در طریق معرفت حق و سئوال ودعا و استغفار نسبت به خدای جل و جلاله بیان شده است (9 )
در پایان مناسب است امهاتی از اعمال مشترک این ماه برای علاقمندان ذکر شود که انشاالله مورد استفاده قرار گیرد.
1 ـ بهترین دعاها و ذکرها دراین ماه استغفار است و هر که هر روز از این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند مثل آنست که هفتاد هزار در ماههای دیگر استغفار کرده است (استغفرالله واسئله التوبه ).
2 ـ در تمام این ماه هزار بار گفته شود : « لااله الاالله و لا نعبد الا ایاه مخلصین له الدین و لو کره المشرکون » که ثواب بسیار دارد از جمله آنکه عبادت هزار ساله در نامه اعمالش بنویسند.
3 ـ صدقه داده شود اگر چه به نصف دانه خرمایی باشد تا حقتعالی بدن او را بر آتش جهنم حرام گرداند .
4 ـ در این ماه بسیار صلوات فرستاده شود .
5 ـ سراسر این ماه بهتر است روزه دار بود و یا لااقل روزهای دوشنبه و پنجشنبه این ماه روزه گرفته شود . ضمن اینکه سه روز آخر ماه شعبان روزه اش بسیار فضیلت دارد و سزاوار نیست برای اهلش که آن را ترک کند. از امام صادق علیه السلام روایت است : هر کس سه روز آخر شعبان را روزه بگیرد و به ماه مبارک رمضان متصل کند خداوند روزه دوماه پی در پی را برای او می نویسد.
انشاالله خداوند ما را عامل به اعمالی نماید که باعث خشنودی و تقرب به درگاه خودش گردد. آمین .
منوچهر ناصری فر
زیرنویس ها
1 ـ مراقبات ـ مرحوم ملکی تبریزی ـ جلد اول صفحه 105
2 ـ مفاتیح الجنان ـ شیخ عباس قمی ـ صفحه 327
3 ـ مراقبات ـ مرحوم ملکی تبریزی ـ جلد اول صفحه 216
4 ـ مصباح المنبر ـ آیت الله مشکینی ـ صفحه 283
5 ـ مصباح ـ شیخ طوسی ـ صفحه 585
6 ـ مراقبات ـ مرحوم ملکی تبریزی ـ جلد اول صفحه 226
7 ـ مفاتیح الجنان ـ حاج شیخ عباس قمی ـ صفحه 357
8 ـ مراقبات ـ مرحوم ملکی تبریزی ـ جلد اول صفحه 234
9 ـ مراقبات ـ مرحوم ملکی تبریزی ـ جلد اول صفحه 216
|
|
|
(به مناسبت سالروز ولادت حضرت امام زین لعابدین علیه السلام ) حضرت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام در دوره ای از تاریخ اسلام هدایت امت را برعهده داشت که اوضاع سیاسی و فرهنگی جامعه اسلامی با نابسامانی و انحطاط شدیدی رو به رو شده بود. روزگار امامت حضرت سجاد(ع ) دوره ای است که فاسدترین و بدترین چهره های تاریخ اسلام در مسند قدرت نشسته بودند و با غصب مناصب سیاسی و حکومتی بزرگترین ظلم را در حق دین و امت اسلام انجام می دادند. در این زمان بازگشت به عصر جاهلیت و احیای سنت هاو رسوم جاهلی و نژاد گرایانه از اهداف اصلی دستگاه اموی شده و تعالیم ناب اسلامی و فرهنگ متعالی وحی به بدترین شکل تحریف و مورد بی اعتنایی واقع گردیده بود. یکی از نتایج منفی حکومت امویان شیوع دنیاگرایی و کم رنگ شدن معنویت در جامعه اسلامی بود. این امر زمانی اوضاع را نابسامان تر و روند اضمحلال معنوی جامعه اسلامی را خطرناک تر می کرد که جهل و غفلت نیز به عنوان آفتی بزرگ اندیشه و رفتار ناب دینی را مورد تهدید قرار داده بود. گر چه در این زمان اختناق و استبداد اموی انجام هر نوع حکومت مثبت را با مشکلات بسیار مواجه و هر نوع اصلاحی را تقریبا ناممکن کرده بود ولی امام سجاد علیه السلام با شیوه ای بسیار ظریف به مقابله با اوضاع آشفته و نابسامانی برآمد که امویان به وجود آورده بودند. امام عملا به موثرترین شکل پیام عاشورای حسینی را به مردم ابلاغ کرد و در جهت جلوگیری از انحرافات امویان و انحطاط معنوی جامعه و دور شدن مردم از تعالیم راستین دین دست به اقداماتی زد که در نگهبانی از فرهنگ وحی بسیار موثر واقع شد. یکی از وجوه انحراف جامعه در روزگار امام سجاد(ع ) دنیاگرایی مهلکی بود که سیمای جامعه اسلامی را مشوه و غیرالهی کرده بود. به همین دلیل یکی از ارکان تعلیماتی امام زین العابدین این بود که با گفتار و رفتار خویش مردم را به خدا متوجه می کرد و زشتی دنیا گرایی و دور شدن از معنویت را نشان می داد. سراسر وجود مبارک امام یکپارچه معنویت و خداخواهی بود. نه تنها رفتار و گفتار امام مردم را به سوی خدا دعوت می کرد بلکه مشاهده چهره نورانی ایشان نیز هر دیدار کننده ای را به سوی خدا و دوری از دنیا فرا می خواند و زمانی که افراد به حضور آن بزرگوار می رسیدند غرق دریای معنویت می شدند و به چیزی غیر از خدا نمی اندیشیدند. یکی دیگر از وجوه انحراف جامعه در آن روزگار انحراف سیاسی و افتادن حاکمیت جامعه اسلامی در دست عده ای ناپاک و غیر معتقد به راه اصیل رسول اکرم (ص ) بود. امام سجاد علیه السلام برای نشان دادن انحراف سیاسی جامعه در صدد برآمد پیام عاشورای حسینی را به زیباترین و بهترین شکل به مردم برساند زیرا رساندن پیام عاشورا به مردم بهترین روش برای نشان دادن انحراف سیاسی زمامداران آن عصر بود. امام سجاد علیه السلام برای رساندن پیام عاشورا به مردم روش های مختلفی برگزید و این روش ها را در طول سال های امامت چنان مدبرانه دنبال کرد که سرانجام موفق به لرزاندن بنیان های حکومت نامشروع امویان شد. بنابراین می توان گفت که دوره امامت حضرت زین العابدین علیه السلام دوره ای بود که ثمره قیام کربلا به تدریج آشکار شد و چشم انداز سقوط امویان آشکار گردید یعنی همان چیزی که هدف قیم عاشورا بود. سالروز ولادت امام زین العابدین علیه السلام را به عموم مسلمانان به ویژه شیعیان تبریک می گوییم . |
واقعیتی غیرقابل نفی و انکار واغماض و به صورت اصل و قانون ثابت و تغییر ناپذیری درباره دین مبین اسلام د ر همه اعصار و زمان ها به ظهور و عینیت در می آید که عبارت است از ضرورت پاسداری و صیانت از تعالیم و معارف و قوانین این دین جامع و رهایی بخش . این ضرورت از آنجا سرچشمه می گیرد که اسلام دین « حق » است که با هر « باطل » سرستیز دارد و طبیعی است که وقتی این دین مبین با مجموعه کفر و شرک و نفاق هر تباهی و فسق و فساد هر نوع ظلم و جور و ستم و هر شکل و شیوه از استعمار و استبداد و استثمار در هر زمان و مکان مخالفت ورزد و در نقطه مقابل ترویج کننده و نشردهنده ایمان و پاکی وعدالت و آزادی و حامی محرومان و به اسارت کشیده شدگان زمین باشد جبهه کافران و ظالمان و فاسقان و فساد پیشگان در هر زمان در برابر آن پرچم مبارزه افراشته می دارند و در مسیر انهدام و اضمحلال آن حرکت می نمایند.
مبارزه علیه اسلام همواره در دو شیوه به مرحله عمل درآمده است : شیوه اول مستقیم و رویاروی و با آشکار شدن ماهیت دشمنان و کفر و الحاد وعناد آنها نسبت به حق و شیوه دوم غیرمستقیم و پنهان و نامرئی و بامخفی ماندن ماهیت اصلی دشمنان و با تظاهر به ایمان و اسلام خواهی و تدین و مسلمانی آنان !
تقابل جبهه حق با جبهه باطل با دو شیوه اتخاذ شده توسط دشمنان همراه با رنج و مرارت بسیار می باشد که البته این رنج و سختی در مبارزه با دشمنان ماهیت پنهان کرده و متظاهر به دین و ایمان فزون تر می باشد و از همین جاست که خطر « نفاق » ـ که کفر مخفی و اظهار اسلام به زبان و لسان و عبارات و حالات فریبنده است ـ از خطر « کفر » که ماهیت خود را آشکار می نماید و عناد و کینه و عزم و اراده اش برای نابود ساختن اسلام را اعلام می کند و به ظهور و بروز در می آورد بیشتر می باشد.
موضوع مهم دیگر در پاسداری از دین نوع جهاد و مبارزه با دشمنان می باشد که همچون دو جبهه ای بودن اهل باطل که هم کفر ظاهر و کفر پنهان و هم کافران و منافقان را شامل می شود ـ دارای دو وجهه و جبهه می باشد. جبهه اول جهاد فکری است وجبهه دوم جهاد عملی است و هر دو دارای اهمیت و ضرورت خاص می باشد.
در جبهه « جهاد فکری » از سویی جامعیت اسلام و حقانیت دین مبین حق و چهره ناب و اصیل تعالیم و معارف و قوانین الهی نمایانده می شود و تمام آرایه ها و پیرایه ها که به صورت « بدعت » و « تحریف » اصل دین خدا را به شدت تهدید می نمایند نفی می گردند و اسلام آن گونه که هست تبیین می گردد و برای مردم جامعه تبلیغ و ترویج می شود. و از سویی دیگر ماهیت دشمنان چه آنان که دارای کفر آشکار می باشند و جبهه کافران و مشرکان را تشکیل می دهند و چه آن ها که دارای کفر پنهان هستند و جبهه منافقان را به وجود می آورند نمایانده می گردد و برای مردم « بینش آفرینی های معرفتی » و « آگاهی بخشی های سیاسی » نسبت به اهل کفر و نفاق ایجاد می شود.
در جبهه « جهاد عملی » مواجهه و رویارویی فیزیکی و نظامی به ظهور و بروز در می آید و قانون بزرگ و رهایی بخش و استقلال آفرین « جنگ و جهاد با جامعیت کفر وشرک و نفاق » محقق میگردد. در این نوع جهاد دو جبهه حق و باطل در مقابل هم قرار می گیرند و جهادگران اسلام با تکیه بر قدرت لایزال حضرت پروردگار به جبهه باطل یورش می برند و با ایثار عزیزترین متاع خویش یعنی جان خود از دین مبین حق پاسداری و صیانت می کنند و دشمنان متعدی و متجاوز را از دست یابی به اهداف پلید خویش در از بین بردن دین وملت و تصاحب سرزمین اسلامی و محو تعالیم و قوانین و ارزش های الهی باز می دارند.
حضرت امام حسین (ع ) در هر دو جبهه مقابله با دشمنان دین تلاشی وافر و تحرکی چشمگیر و ایثاری بی نظیر و جهادی بی بدیل داشت به گونه ای که برای تمام عصرها و نسل ها اسوه و الگوی جاودانه گشت و همه دین باوران و دلسوختگان اسلام در عرصه های فعالیت های فکری و علمی و عینی وعملی راه و روش پاسداری از دین را در عالی ترین مراتب آن که همراه با تقدیم همه هستی خود و به مسلخ عشق بردن همه عزیزان و وابستگان به خویش است از آن حضرت می آموزند.
حضرت امام حسین (ع ) از طرفی در جهاد فکری خویش با جبهه کفر پنهان و به نفاق و دورویی گرائیده « بنی امیه » چه پیش از آغاز نهضت مقدس کربلا و چه پس از آغاز این نهضت تا مرحله پایانی آن به معرفت آفرینی های دینی درباره اسلام ناب محمدی (ص ) و حقیقت تعالیم و احکام و قوانین دینی و حقانیت اهل بیت (ع ) می پرداخت و در موارد مختلف مردم جامعه را به تعمق و تفکر وامی داشت تا از جهل و نادانی خارج شوند و به بینش و شناخت های اصیل دینی دست یابند. و از سویی دیگر عزم خویش را جزم نمود و همت و اراده خویش را استوار ساخت تا با امتناع از بیعت با یزید و در مرحله بعد حرکت به سوی کوفه برای تشکیل حکومت اسلامی اساس و بنیان حکومت باطل و غاصبانه بنی امیه را براندازد و زمینه های لازم و پشتوانه های عملی و ابزار و اهرم ها و امکانات مختلف برای استقرار نظام سیاسی و حکومتی اسلام را به نحو مطلوب و مطابق با سیره و روش پیامبر اکرم (ص ) و حضرت علی (ع ) آماده و مهیا کند.
حضرت امام حسین (ع ) هم در جبهه جهاد فکری و نظری و هم در جبهه جهاد عملی و نظامی ایثار و فداکاری و عشق و صدق و اخلاص و شهادت طلبی را به حد اعلا و مرتبه والا رسانده و « پاسداری از دین » را به زیباترین وجامع و کامل ترین شکل آن متجلی نمود.
امام حسین (ع ) مکتبی را در « جهاد و شهادت » بنیان نهاد که نه تنها برای جهان اسلام در همه اعصار و زمان ها الگویی عظیم و مقصد رسان می باشد و تمام مشتاقان مرزبانی و پاسداری از دین و استقلال و شرف و آزادی را راه می گشاید و به سرمنزل مقصود می رساند که برای همه ملل آزاده و غیرمسلمان نیز الگوی عزت و اعتلا و ایثار و مجاهدت و آزادگی و استقامت و استقلال طلبی می باشد.
حضرت امام حسین (ع ) در هر دو جبهه فکری و عملی مقابله با دشمنان دین تلاشی وافر و تحرکی چشمگیر و ایثاری بی نظیر و جهادی بی بدیل داشت به گونه ای که برای تمام عصرها و نسل ها اسوه و الگوی جاودانه گشت و همه دین باوران و دلسوختگان اسلام در عرصه های فعالیت های فکری و عملی راه و روش « پاسداری از دین » را در عالی ترین مراتب از آن حضرت می آموزند
در جبهه « جهاد فکری » جامعیت اسلام و معارف و قوانین متعالی آن نمایانده و تبیین می شود و تمام آرایه ها و پیرایه ها که به صورت « بدعت » و « تحریف » اصل دین خدا را به شدت تهدید می کنند نفی می گردند و در جبهه « جهاد عملی » مواجهه و رویارویی مستقیم و نظامی به ظهور و بروز درمی آید و قانون بزرگ و رهایی بخش و استقلال آفرین « جهاد با جامعیت کفر و شرک و نفاق » محقق می گردد
روزنامه جمهوری اسلامی 25/05/1386 صفحه عقیدتی
|
نویسنده:محمّدمهدی صفورایی پاریزی |
|
آموزههای دینی و نقش آنها در پیشگیری از آسیبهای روانی (قسمت دوم) |
|
خبرگزاری فارس: اگرچه همه آموزهها و تعالیم حیاتبخش اسلام برای سلامت و سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع شدهاند، اما به طور خاص، در دستورات دینی در بحث پیشگیری از ابتلا به آسیبهای روحی و روانی، آموزههایی وجود دارند که این مقاله، به صورت مختصر، به آنها میپردازد. |
|
فرد با بازگشت و اعتراف به گناه، احساس گناه خود را سرکوب نمیکند، بلکه به آن اعتراف میکند و از خداوند آمرزش میطلبد. اعتراف مؤمن به گناه و توبه به درگاه خداوندی او را از کوشش برای سرکوب و دور نگه داشتن فکر گناه آلوده به منظور رهایی از ناراحتی روانی ناشی از احساس گناه بازمیدارد، توضیح آنکه کوشش برای دور نگه داشتن فکر گناه از ذهن در نهایت، به سرکوب ناخودآگاه آن منجر میشود. اما باید توجه داشته باشیم که سرکوب فکر گناه باعث نمیشود آن نیروی انفعالی احساس پستی و حقارتی که همراه فکر گناه وجود داشته است نیز از بین برود. |
|
نویسنده:محمّدمهدی صفورایی پاریزی |
|
آموزههای دینی و نقش آنها در پیشگیری از آسیبهای روانی (قسمت اول) |
|
خبرگزاری فارس: اگرچه همه آموزهها و تعالیم حیاتبخش اسلام برای سلامت و سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع شدهاند، اما به طور خاص، در دستورات دینی در بحث پیشگیری از ابتلا به آسیبهای روحی و روانی، آموزههایی وجود دارند که این مقاله، به صورت مختصر، به آنها میپردازد. |
|
اشاره |
ویژگىهاى شخصیت پیامبر(ص) در کلام امیرمؤمنان(ع)
گردآورى: محمد شکرالهى
پروردگارا! گرامىترین درودها و افزونترین برکات خود را بر محمد صلىاللهعلیهوآله، بنده و فرستادهات، اختصاص ده که خاتم پیامبران گذشته است و گشاینده درهاى بسته و آشکارکننده حق با برهان است.
[او] دفع کننده لشگرهاى باطل و درهم کوبنده شوکت گمراهان است؛ آن گونه که بار سنگین رسالت را بر دوش کشید و به فرمانت، قیام کرد و به سرعت، در راه خشنودى تو گام برداشت؛ حتى یک قدم به عقب برنگشت و اراده او سست نشد و در پذیرش و گرفتن وحى، نیرومند بود؛ حافظ و نگهبان عهد و پیمان تو بود و در اجراى فرمانت، تلاش کرد؛ تا آن جا که نور حق را آشکار و راه را براى جاهلان، روشن ساخت و دلهایى که در فتنه و گناه فرو رفته بودند، هدایت شدند.
[او] پرچمهاى حق را برافراشت و احکام نورانى را برپا کرد؛ پس او، پیامبر امین و مورد اعتماد و گنجینهدار علم نهان تو و شاهد روز رستاخیز و برانگیخته تو براى بیان حقایق و فرستاده تو به سوى مردم است.1
***
قرارگاه پیامبر صلىاللهعلیهوآله، بهترین قرارگاه و محل پرورش او، شریفترین پایگاه است. در معدن بزرگوارى و گاهواره سلامت، رشد کرد؛ دلهاى نیکوکاران، شیفته او شد و توجه دیدهها، به سوى او گشت.
خدا به برکت وجود او، کینهها را دفن و آتش دشمنىها را خاموش کرد. با او میان دلها، الفت و مهربانى ایجاد کرد و نزدیکانى را از هم دور ساخت. انسانهاى خوار و ذلیل و محروم، در پرتو او، عزت یافتند و عزیزانى خودسر، ذلیل شدند. گفتار او، روشنگر و سکوت او، زبانى دیگر بود.2
***
همانا خداوند، حضرت محمد صلىاللهعلیهوآله را در روزگارانى مبعوث فرمود که عرب، کتابى نخوانده، ادعاى وحى و پیامبرى نداشت. پیامبر اسلام صلىاللهعلیهوآله با یارانش به مبارزه با مخالفان پرداخت تا آنان را به سرمنزل نجات کشاند و پیش از آن که مرگشان فرا رسد، آنان را به رستگارى رساند؛ با خستگان، مدارا کرد و شکستهحالان را زیر بال گرفت تا همه را به راه راست هدایت کرد؛ جز آنان که راه گمراهى پیمودند و در آنان، خیرى نبود.3
***
خداوند، محمد صلىاللهعلیهوآله را برانگیخت؛ گواهى دهنده، بشارت دهنده و هشدار دهنده؛ پیامبرى که در دوران خردسالى، بهترین آفریدگان و در سن پیرى، نجیبترین و بزرگوارترین مردم بود؛ اخلاقش از همه پاکان، پاکتر و باران کرمش، از هر چیزى بادوامتر بود.4
***
خداوند با دست پیامبر صلىاللهعلیهوآله، شعلهاى از نور براى طالبان آن برافروخت و بر سر راه گمشدگان، چراغى پرفروغ قرار داد.
خداوندا! پیامبر صلىاللهعلیهوآله، امین و مورد اطمینان تو و گواه روز قیامت است؛ نعمتى است که برانگیختهاى و رحمتى است که به حق فرستادهاى.
خداوندا! بهره فراوانى از عدل خود به او اختصاص ده و از احسان و کرم خود، فراوان به او ببخش.
خدایا! بناى دین او را از آن چه دیگران برآوردهاند، عالىتر قرار ده؛ او را بر سر خان کرمت، گرامىتر دار و بر شرافت مقام او در نزد خود بیفزا و وسیله تقرب خویش را به او عنایت فرما و بلندى مقام و فضیلت او را بىمانند گردان و ما را از یاران او محشور فرما؛ چنان که نه زیانکار باشیم و نه پشیمان؛ نه دور از راه حق باشیم و نه شکننده پیمان؛ نه گمراه باشیم و نه گمراهکننده بندگان؛ نه فریب هواى نفس بخوریم و نه وسوسه شیطان.5
***
پس به پیامبر پاکیزه و پاکتان، اقتدا کنید که راه و رسم او، الگویى براى الگوطلبان و مایه فخر و بزرگى براى کسى است که خواهان بزرگوارى باشد و محبوبترین بنده نزد خدا، کسى است که از پیامبرش پیروى کند و گام بر جایگاه قدم او نهد.
پیامبر صلىاللهعلیهوآله، از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند و به دنیا با گوشه چشم نگریست؛ دو پهلویش از تمام مردم، فرورفتهتر و شکمش، از همه خالىتر بود؛ دنیا را به او نشان دادند؛ اما نپذیرفت و چون دانست که خدا چیزى را دشمن مىدارد، آن را دشمن داشت. چیزى را که خدا خوار شمرد، او خوار انگاشت و چیزى را که خدا کوچک شمرد، او کوچک و ناچیز دانست.
همان پیامبر صلىاللهعلیهوآله، بر روى زمین مىنشست و غذا مىخورد و چون برده، ساده مىنشست و با دست خود، کفشش را وصله مىزد؛ جامه خود را با دست خود مىدوخت و بر الاغ برهنه مىنشست و دیگرى را پشت سر خود سوار مىکرد.
پردهاى بر در خانه او آویخته شده بود که نقش و تصویر در آن بود؛ به یکى از همسرانش فرمود: «این پرده را از برابر چشمان من دور کن» و همواره دوست داشت تا جاذبههاى دنیا از چشمانش پنهان بماند و از آن، لباس زیبایى تهیه نکند و آن را قرارگاه دائمى خود نداند و امید ماندن در دنیا نداشته باشد؛ پس یاد دنیا را از جان خود بیرون کرد و دل از دنیا برکند و چشم از دنیا پوشاند و چنین است کسى که چیزى را دشمن دارد، خوش ندارد که به آن بنگرد یا نام آن، نزد او بر زبان آورده شود.
در زندگانى رسول خدا صلىاللهعلیهوآله، براى شما نشانههایى است که شما را به زشتىها و عیبهاى دنیا، راهنمایى مىکند؛ زیرا پیامبر، با نزدیکان خود، گرسنه به سر مىبرد و با آن که مقام و منزلت بزرگى داشت، زینتهاى دنیا از دیده او، دور ماند؛ پس پیروىکننده، باید از پیامبر صلىاللهعلیهوآله، پیروى کند و به دنبال او راه رود و قدم بر جاى قدم او بگذارد وگرنه از هلاکت، ایمن نمىباشد که همانا خداوند، محمد صلىاللهعلیهوآله را نشانه قیامت و مژده دهنده بهشت و ترساننده از کیفر جهنم قرار داد. او با شکمى گرسنه از دنیا رفت و با سلامت جسم و جان، وارد آخرت شد؛ سنگى بر سنگى نگذاشت تا جهان را ترک کرد و دعوت پروردگارش را پذیرفت.
وه! چه بزرگ است منتى که خدا با بعثت پیامبر صلىاللهعلیهوآله بر ما نهاده و چنین نعمت بزرگى به ما عطا فرموده؛ رهبر پیشتازى که باید او را پیروى کنیم و پیشوایى که باید راه او را تداوم بخشیم.6
***
خداوند، پیامبرش را با نورى درخشان و برهانى آشکار و راهى روشن و کتابى هدایتگر، برانگیخت. خانواده او، نیکوترین خانواده و درخت وجودش، از بهترین درختان است که شاخههاى آن، راست و میوههاى آن، سر به زیر و در دسترس همگان است. زادگاه او مکه و هجرت او به مدینه پاک و پاکیزه است که در آن جا، نام او بلند شد و دعوتش به همه جا رسید. خداوند او را با برهانى کامل و کافى (قرآن) و پندهاى شفابخش و دعوتى جبران کننده فرستاد؛ با فرستادن پیامبر صلىاللهعلیهوآله، شریعتهاى ناشناخته را شناساند و ریشه بدعتهاى راه یافته در ادیان آسمانى را قطع کرد و احکام و مقررات الهى را بیان فرمود.7
1. نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتى، خطبه 72.
2. همان، خطبه 96.
3. همان، خطبه 104.
4. همان، خطبه 105.
5. همان، خطبه 106.
6. همان، خطبه 160.
7. همان،
|
اسرار پایانی عمر اینشتین |
||
|
قدرت اندیشه
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .
من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم ، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.
من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار ، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .
نتیجه اخلاقی :
هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید .
مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد، کجا هستید .
************ ********* ********* *********
اگر قـدر ثانیـه های بدون بازگشت را می دانستند و از قلـه های باشکوه موفقیـت چیـزی شنیده بودند،
هیـچ گاه...
برای در چالـه مانده ، چـاه را توصیـف نمی کردند...
سوره ممتحنهیا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء تلقون الیهم بالمودة و قد کفروا بما جاءکم من الحق یخرجون الرسول و ایاکم ان تؤمنوا بالله ربکم ان کنتم خرجتم جهادا فی سبیلی و ابتغاء مرضاتی تسرون الیهم بالمودة و انا اعلم بما اخفیتم و ما اعلنتم و من یفعله منکم فقد ضل سواء السبیل (1)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان اظهار محبت مىکنید، در حالى که آنها به آنچه از حق براى شما آمده کافر شدهاند و رسول الله و شما را به خاطر ایمان به خداوندى که پروردگار همه شماست از شهر و دیارتان بیرون مىرانند; اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کردهاید; (پیوند دوستى با آنان برقرار نسازید!) شما مخفیانه با آنها رابطه دوستى برقرار مىکنید در حالى که من به آنچه پنهان یا آشکار مىسازید از همه داناترم! و هر کس از شما چنین کارى کند، از راه راست گمراه شده است! (1)
لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین (8)
انما ینهاکم الله عن الذین قاتلوکم فی الدین و اخرجوکم من دیارکم و ظاهروا على اخراجکم ان تولوهم و من یتولهم فاولئک هم الظالمون (9)
یا ایها الذین آمنوا اذا جاءکم المؤمنات مهاجرات فامتحنوهن الله اعلم بایمانهن فان علمتموهن مؤمنات فلا ترجعوهن الى الکفار لا هن حل لهم و لا هم یحلون لهن و آتوهم ما انفقوا و لا جناح علیکم ان تنکحوهن اذا آتیتموهن اجورهن و لا تمسکوا بعصم الکوافر و سئلوا ما انفقتم و لیسئلوا ما انفقوا ذلکم حکم الله یحکم بینکم و الله علیم حکیم (10)
و ان فاتکم شیء من ازواجکم الى الکفار فعاقبتم فآتوا الذین ذهبت ازواجهم مثل ما انفقوا و اتقوا الله الذی انتم به مؤمنون (11)
یا ایها النبی اذا جاءک المؤمنات یبایعنک على ان لا یشرکن بالله شیئا و لا یسرقن و لا یزنین و لا یقتلن اولادهن و لا یاتین ببهتان یفترینه بین ایدیهن و ارجلهن و لا یعصینک فی معروف فبایعهن و استغفر لهن الله ان الله غفور رحیم (12)
یا ایها الذین آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله علیهم قد یئسوا من الآخرة کما یئس الکفار من اصحاب القبور (13)
خدا شما را از نیکى کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانى که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهى نمىکند; چرا که خداوند عدالتپیشگان را دوست دارد. (8)
تنها شما را از دوستى و رابطه با کسانى نهى مىکند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند یا به بیرونراندن شما کمک کردند و هر کس با آنان رابطه دوستى داشته باشد ظالم و ستمگر است! (9)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! هنگامى که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوى کفار بازنگردانید; نه آنها براى کفار حلالند و نه کفار براى آنها حلال; و آنچه را همسران آنها (براى ازدواج با این زنان) پرداختهاند به آنان بپردازید; و گناهى بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مهرشان را به آنان بدهید و هرگز زنان کافر را در همسرى خود نگه ندارید (و اگر کسى از زنان شما کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد،) حق دارید مهرى را که پرداختهاید مطالبه کنید همانگونه که آنها حق دارند مهر زنانشان را که از آنان جدا شدهاند) از شما مطالبه کنند; این حکم خداوند است که در میان شما حکم مىکند، و خداوند دانا و حکیم است! (10)
و اگر بعضى از همسران شما از دستتان بروند (و به سوى کفار بازگردند) و شما در جنگى بر آنان پیروز شدید و غنایمى گرفتید، به کسانى که همسرانشان رفتهاند، همانند مهرى را که پرداختهاند بدهید; و از (مخالفت) خداوندى که همه به او ایمان دارید بپرهیزید! (11)
اى پیامبر! هنگامى که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزى را شریک خدا قرار ندهند، دزدى و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایى پیش دست و پاى خود نیاورند و در هیچ کار شایستهاى مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و براى آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان است! (12)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! با قومى که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستى نکنید; آنان از آخرت مایوسند همانگونه که کفار مدفون در قبرها مایوس مىباشند! (13)
سوره صفیا ایها الذین آمنوا هل ادلکم على تجارة تنجیکم من عذاب الیم (10)
تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذلکمخیر لکم ان کنتم تعلمون (11)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! آیا شما را به تجارتى راهنمائى کنم که شما را از عذاب دردناک رهایى مىبخشد؟! (10)
به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید; این براى شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید! (11)
یا ایها الذین آمنوا کونوا انصار الله کما قال عیسى ابن مریم للحواریین من انصاری الى الله قال الحواریون نحن انصار الله فآمنت طائفة من بنی اسرائیل و کفرت طائفة فایدنا الذین آمنوا على عدوهم فاصبحوا ظاهرین (14)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! یاوران خدا باشید همانگونه که عیسى بن مریم به حواریون گفت: «چه کسانى در راه خدا یاوران من هستند؟!» حواریون گفتند: «ما یاوران خدائیم» در این هنگام گروهى از بنى اسرائیل ایمان آوردند و گروهى کافر شدند; ما کسانى را که ایمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تایید کردیم و سرانجام بر آنان پیروز شدند! (14)
سوره جمعهیا ایها الذین آمنوا اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة فاسعوا الى ذکر الله و ذروا البیع ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون (9)
فاذا قضیت الصلاة فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون (10)
و اذا راوا تجارة او لهوا انفضوا الیها و ترکوک قائما قل ما عند الله خیر من اللهو و من التجارة و الله خیر الرازقین (11)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! هنگامى که براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این براى شما بهتر است اگر مىدانستید! (9)
و هنگامى که نماز پایان گرفت (شما آزادید) در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بطلبید، و خدا را بسیار یاد کنید شاید رستگار شوید! (10)
هنگامى که آنها تجارت یا سرگرمى و لهوى را ببینند پراکنده مىشوند و به سوى آن مى روند و تو را ایستاده به حال خود رها مىکنند; بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترین روزىدهندگان است. (11)
سوره منافقونیا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون (9)
و انفقوا من ما رزقناکم من قبل ان یاتی احدکم الموت فیقول رب لولا اخرتنی الى اجل قریب فاصدق و اکن من الصالحین (10)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند! و کسانى که چنین کنند، زیانکارانند! (9)
از آنچه به شما روزى دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکى از شما فرا رسد و بگوید: سخللّهپروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمى به تاخیر نینداختى تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!» (10)
سوره تغابنفآمنوا بالله و رسوله و النور الذی انزلنا و الله بما تعملون خبیر (8)
حال که چنین است، به خدا و رسول او و نورى که نازل کردهایم ایمان بیاورید; و بدانید خدا به آنچه انجام مىدهید آگاه است! (8)
و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول فان تولیتم فانما على رسولنا البلاغ المبین (12)
اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر را; و اگر روىگردان شوید، رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفهاى ندارد! (12)
فاتقوا الله ما استطعتم و اسمعوا و اطیعوا و انفقوا خیرا لانفسکم و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون (16)
پس تا مىتوانید تقواى الهى پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که براى شما بهتر است; و کسانى که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند رستگارانند! (16)
سوره طلاقیا ایها النبی اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن و احصوا العدة و اتقوا الله ربکم لا تخرجوهن من بیوتهن و لا یخرجن الا ان یاتین بفاحشة مبینة و تلک حدود الله و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه لا تدری لعل الله یحدث بعد ذلک امرا (1)
فاذا بلغن اجلهن فامسکوهن بمعروف او فارقوهن بمعروف و اشهدوا ذوی عدل منکم و اقیموا الشهادة لله ذلکم یوعظ به من کان یؤمن بالله و الیوم الآخر و من یتق الله یجعل له مخرجا (2)
اى پیامبر! هر زمان خواستید زنان را طلاق دهید، در زمان عده، آنها را طلاق گویید ( زمانى که از عادت ماهانه پاک شده و با همسرشان نزدیکى نکرده باشند )، و حساب عده را نگه دارید; و از خدایى که پروردگار شماست بپرهیزید; نه شما آنها را از خانههایشان بیرون کنید و نه آنها (در دوران عده) بیرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکارى انجام دهند; این حدود خداست، و هر کس از حدود الهى تجاوز کند به خویشتن ستم کرده; تو نمىدانى شاید خداوند بعد از این، وضع تازه (و وسیله اصلاحى) فراهم کند! (1)
و چون عده آنها سرآمد، آنها را بطرز شایستهاى نگه دارید یا بطرز شایستهاى از آنان جدا شوید; و دو مرد عادل از خودتان را گواه گیرید; و شهادت را براى خدا برپا دارید; این چیزى است که مؤمنان به خدا و روز قیامت به آن اندرز داده مىشوند! و هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مىکند، (2)
سوره تحریمیا ایها النبی لم تحرم ما احل الله لک تبتغی مرضات ازواجک و الله غفور رحیم (1)
قد فرض الله لکم تحلة ایمانکم و الله مولاکم و هو العلیم الحکیم (2)
اى پیامبر! چرا چیزى را که خدا بر تو حلال کرده بخاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام مىکنى؟! و خداوند آمرزنده و رحیم است. (1)
خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته; و خداوند مولاى شماست و او دانا و حکیم است. (2)
یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجارة علیها ملائکة غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون (6)
یا ایها الذین کفروا لا تعتذروا الیوم انما تجزون ما کنتم تعملون (7)
یا ایها الذین آمنوا توبوا الى الله توبة نصوحا عسى ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار یوم لا یخزی الله النبی و الذین آمنوا معه نورهم یسعى بین ایدیهم و بایمانهم یقولون ربنا اتمم لنا نورنا و اغفر لنا انک على کل شیء قدیر (8)
یا ایها النبی جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم و ماواهم جهنم و بئس المصیر (9)
اى کسانى که ایمان آوردهاید خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید; آتشى که فرشتگانى بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمىکنند و آنچه را فرمان داده شدهاند (به طور کامل) اجرا مىنمایند! (6)
اى کسانى که کافر شدهاید امروز عذرخواهى نکنید، چرا که تنها به اعمالتان جزا داده مىشوید! (7)
اى کسانى که ایمان آوردهاید بسوى خدا توبه کنید، توبهاى خالص; امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایى از بهشت که نهرها از زیر درختانش جارى است وارد کند، در آن روزى که خداوند پیامبر و کسانى را که با او ایمان آوردند خوار نمىکند; این در حالى است که نورشان پیشاپیش آنان و از سوى راستشان در حرکت است، و مىگویند: «پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر چیز توانائى!» (8)
اى پیامبر! با کفار و منافقین پیکار کن و بر آنان سخت بگیر! جایگاهشان جهنم است، و بد فرجامى است! (9)
سوره قلمفلا تطع المکذبین (8)
ودوا لو تدهن فیدهنون (9)
و لا تطع کل حلاف مهین (10)
حال که چنین است از تکذیبکنندگان اطاعت مکن! (8)
آنها دوست دارند نرمش نشان دهى تا آنها (هم) نرمش نشان دهند (نرمشى توام با انحراف از مسیر حق)! (9)
و از کسى که بسیار سوگند یاد مىکند و پست است اطاعت مکن، (10)
فاصبر لحکم ربک و لا تکن کصاحب الحوت اذ نادى و هو مکظوم (48)
اکنون که چنین است صبر کن و منتظر فرمان پروردگارت باش، و مانند صاحب ماهى ( یونس) مباش (که در تقاضاى مجازات قومش عجله کرد و گرفتار مجازات ترک اولى شد) در آن زمان که با نهایت اندوه خدا را خواند. (48)
سوره الحاقهفسبح باسم ربک العظیم (52)
سوره معارجفاصبر صبرا جمیلا (5)
پس صبر جمیل پیشه کن، (5)
فذرهم یخوضوا و یلعبوا حتى یلاقوا یومهم الذی یوعدون (42)
آنان را به حال خود واگذار تا در باطل خود فروروند و بازى کنند تا زمانى که روز موعود خود را ملاقات نمایند! (42)
سوره نوحقال یا قوم انی لکم نذیر مبین (2)
ان اعبدوا الله و اتقوه و اطیعون (3)
گفت: «اى قوم! من براى شما بیمدهنده آشکارى هستم، (2)
که خدا را پرستش کنید و از مخالفت او بپرهیزید و مرا اطاعت نمایید! (3)
سوره مزملیا ایها المزمل (1)
قم اللیل الا قلیلا (2)
نصفه او انقص منه قلیلا (3)
او زد علیه و رتل القرآن ترتیلا (4)
اى جامه به خود پیچیده! (1)
شب را، جز کمى، بپاخیز! (2)
نیمى از شب را، یا کمى از آن کم کن، (3)
یا بر نصف آن بیفزا، و قرآن را با دقت و تامل بخوان; (4)
و اذکر اسم ربک و تبتل الیه تبتیلا (8)
رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وکیلا (9)
و اصبر على ما یقولون و اهجرهم هجرا جمیلا (10)
و ذرنی و المکذبین اولی النعمة و مهلهم قلیلا (11)
و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند! (8)
همان پروردگار شرق و غرب که معبودى جز او نیست، او را نگاهبان و وکیل خود انتخاب کن، (9)
و در برابر آنچه (دشمنان) مىگویند شکیبا باش و بطرزى شایسته از آنان دورى گزین! (10)
و مرا با تکذیبکنندگان صاحب نعمت واگذار، و آنها را کمى مهلت ده، (11)
ان ربک یعلم انک تقوم ادنى من ثلثی اللیل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذین معک و الله یقدراللیل و النهار علم ان لن تحصوه فتاب علیکم فاقرؤا ما تیسر من القرآن علم ان سیکون منکم مرضى و آخرون یضربون فی الارض یبتغون من فضل الله و آخرون یقاتلون فی سبیل الله فاقرؤا ما تیسر منه و اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة و اقرضوا الله قرضا حسنا و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عند الله هو خیرا و اعظم اجرا و استغفروا الله ان الله غفور رحیم (20)
پروردگارت مىداند که تو و گروهى از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا مىخیزند; خداوند شب و روز را اندازهگیرى مىکند; او مىداند که شما نمىتوانید مقدار آن را (به دقت) اندازهگیرى کنید (براى عبادت کردن)، پس شما را بخشید; اکنون آنچه براى شما میسر است قرآن بخوانید او مىداند بزودى گروهى از شما بیمار مىشوند، و گروهى دیگر براى به دست آوردن فضل الهى (و کسب روزى) به سفر مىروند، و گروهى دیگر در راه خدا جهاد مىکنند (و از تلاوت قرآن بازمىمانند)، پس به اندازهاى که براى شما ممکن است از آن تلاوت کنید و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و به خدا «قرض الحسنه» دهید ( در راه او انفاق نمایید) و (بدانید) آنچه را از کارهاى نیک براى خود از پیش مىفرستید نزد خدا به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت; و از خدا آمرزش بطلبید که خداوند آمرزنده و مهربان است! (20)
سوره مدثریا ایها المدثر (1)
قم فانذر (2)
و ربک فکبر (3)
و ثیابک فطهر (4)
و الرجز فاهجر (5)
و لا تمنن تستکثر (6)
و لربک فاصبر (7)
ذرنی و من خلقت وحیدا (11)
سوره قیامهفاذا قراناه فاتبع قرآنه (18)
پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروى کن! (18)
سوره انسانفاصبر لحکم ربک و لا تطع منهم آثما او کفورا (24)
و اذکر اسم ربک بکرة و اصیلا (25)
و من اللیل فاسجد له و سبحه لیلا طویلا (26)
پس در (تبلیغ و اجراى) حکم پروردگارت شکیبا (و با استقامت) باش، و از هیچ گنهکار یا کافرى از آنان اطاعت مکن! (24)
و نام پروردگارت را هر صبح و شام به یاد آور! (25)
و در شبانگاه براى او سجده کن، و مقدارى طولانى از شب، او را تسبیح گوى! (26)
سوره نازعات
سوره عبسفلینظر الانسان الى طعامه (24)
انسان باید به غذاى خویش (و آفرینش آن) بنگرد! (24)
سوره طارقفلینظر الانسان مم خلق (5)
انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است! (5)
سوره اعلی
سبح اسم ربک الاعلى (1)
منزه شمار نام پروردگار بلندمرتبهات را! (1)
فذکر ان نفعت الذکرى (9)
پس تذکر ده اگر تذکر مفید باشد! (9)
و ذکر اسم ربه فصلى (15)
و (آن که) نام پروردگارش را یاد کرد سپس نماز خواند! (15)
سوره شرحفاذا فرغت فانصب (7)
و الى ربک فارغب (8)
پس هنگامى که از کار مهمى فارغ مىشوى به مهم دیگرى پرداز، (7)
و به سوى پروردگارت توجه کن! (8)
اقرا باسم ربک الذی خلق (1)
خلق الانسان من علق (2)
اقرا و ربک الاکرم (3)
بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید، (1)
همان کس که انسان را از خون بستهاى خلق کرد! (2)
بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است، (3)
کلا لا تطعه و اسجد و اقترب (19)
چنان نیست (که آن طغیانگر مىپندارد); هرگز او را اطاعت مکن، و سجده نما و (به خدا) تقرب جوى! (19)
سوره بینهو ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء و یقیموا الصلاة و یؤتوا الزکاة و ذلک دین القیمة (5)
و به آنها دستورى داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالى که دین خود را براى او خالص کنند و از شرک به توحید بازگردند، نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند; و این است آیین مستقیم و پایدار! (5)
سوره ناس و فلققل اعوذ برب الفلق
قل اعئذ برب الناس
بسم الله الرحمن الرحیم
باید ها و نباید ها ی قرآن قسمت چهارم
سوره ذاریاتففروا الى الله انی لکم منه نذیر مبین (50)
و لا تجعلوا مع الله الها آخر انی لکم منه نذیر مبین (51)
پس به سوى خدا بگریزید، که من از سوى او براى شما بیمدهندهاى آشکارم! (50)
و با خدا معبود دیگرى قرار ندهید، که من براى شما از سوى او بیمدهندهاى آشکارم! (51)
فتول عنهم فما انت بملوم (54)
و ذکر فان الذکرى تنفع المؤمنین (55)
آیا یکدیگر را به آن سفارش مىکردند (که همه چنین تهمتى بزنند)؟! نه، بلکه آنها قومى طغیانگرند. (53)
حال که چنین است از آنها روى بگردان که هرگز در خور ملامت نخواهى بود; (54)
سوره طورفذکر فما انت بنعمة ربک بکاهن و لا مجنون (29)
ام یقولون شاعر نتربص به ریب المنون (30)
قل تربصوا فانی معکم من المتربصین (31)
پس تذکر ده، که به لطف پروردگارت تو کاهن و مجنون نیستى! (29)
بلکه آنها مىگویند: «او شاعرى است که ما انتظار مرگش را مىکشیم!» (30)
بگو: «انتظار بکشید که من هم با (شما انتظار مىکشم شما انتظار مرگ مرا، و من انتظار نابودى شما را با عذاب الهى)!» (31)
و اصبر لحکم ربک فانک باعیننا و سبح بحمد ربک حین تقوم (48)
و من اللیل فسبحه و ادبار النجوم (49)
در راه ابلاغ حکم پروردگارت صبر و استقامت کن، چرا که تو در حفاظت کامل ما قرار دارى! و هنگامى که برمىخیزى پروردگارت را تسبیح و حمد گوى! (48)
(همچنین) به هنگام شب او را تسبیح کن و به هنگام پشت کردن ستارگان (و طلوع صبح)! (49)
سوره نجمفاعرض عن من تولى عن ذکرنا و لم یرد الا الحیاة الدنیا (29)
حال که چنین است از کسى که از یاد ما روى مىگرداند و جز زندگى مادى دنیا را نمىطلبد، اعراض کن! (29)
فاسجدوا لله و اعبدوا (62)
حال که چنین است همه براى خدا سجده کنید و او را بپرستید! (62)
سوره قمرفتول عنهم یوم یدع الداع الى شیء نکر (6)
بنابر این از آنها روى بگردان، و روزى را به یاد آور که دعوت کننده الهى مردم را به امر وحشتناکى دعوت مىکند (دعوت به حساب اعمال)! (6)
فدعا ربه انی مغلوب فانتصر (10)
او به درگاه پروردگار عرضه داشت:«من مغلوب (این قوم طغیانگر) شدهام، انتقام مرا از آنها بگیر!» (10)
سوره واقعهفسبح باسم ربک العظیم (74)
حال که چنین است به نام پروردگار بزرگت تسبیح کن (و او را پاک و منزه بشمار)! (74)
فسبح باسم ربک العظیم (96)
سوره حدیدآمنوا بالله و رسوله و انفقوا مما جعلکم مستخلفین فیه فالذین آمنوا منکم و انفقوا لهم اجر کبیر (7)
به خدا و رسولش ایمان بیاورید و از آنچه شما را جانشین و نماینده (خود) در آن قرار داده انفاق کنید; (زیرا) کسانى که از شما ایمان بیاورند و انفاق کنند، اجر بزرگى دارند! (7)
اعلموا ان الله یحی الارض بعد موتها قد بینا لکم الآیات لعلکم تعقلون (17)
بدانید خداوند زمین را بعد از مرگ آن زنده مىکند! ما آیات (خود) را براى شما بیان کردیم، شاید اندیشه کنید! (17)
اعلموا انما الحیاة الدنیا لعب و لهو و زینة و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد کمثل غیث اعجب الکفار نباته ثم یهیج فتراه مصفرا ثم یکون حطاما و فی الآخرة عذاب شدید و مغفرة من الله و رضوان و ما الحیاة الدنیا الا متاع الغرور (20)
سابقوا الى مغفرة من ربکم و جنة عرضها کعرض السماء و الارض اعدت للذین آمنوا بالله و رسله ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء و الله ذو الفضل العظیم (21)
بدانید زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و تجمل پرستى و فخرفروشى در میان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است، همانند بارانى که محصولش کشاورزان را در شگفتى فرو مىبرد، سپس خشک مىشود بگونهاى که آن را زردرنگ مىبینى; سپس تبدیل به کاه مىشود! و در آخرت، عذاب شدید است یا مغفرت و رضاى الهى; و (به هر حال) زندگى دنیا چیزى جز متاع فریب نیست! (20)
به پیش تازید براى رسیدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتى که پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمین است و براى کسانى که به خدا و رسولانش ایمان آوردهاند; آماده شده است، این فضل خداوند است که به هر کس بخواهد مىدهد; و خداوند صاحب فضلعظیم است! (21)
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم و الله غفور رحیم (28)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! تقواى الهى پیشه کنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد که با آن (در میان مردم و در مسیر زندگى خود) راه بروید و گناهان شما را ببخشد; و خداوند غفور و رحیم است. (28)
سوره مجادلهیا ایها الذین آمنوا اذا تناجیتم فلا تتناجوا بالاثم و العدوان و معصیة الرسول و تناجوا بالبر و التقوى و اتقوا الله الذی الیه تحشرون (9)
انما النجوى من الشیطان لیحزن الذین آمنوا و لیس بضارهم شیئا الا باذن الله و على الله فلیتوکل المؤمنون (10)
یا ایها الذین آمنوا اذا قیل لکم تفسحوا فی المجالس فافسحوا یفسح الله لکم و اذا قیل انشزوا فانشزوا یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات و الله بما تعملون خبیر (11)
یا ایها الذین آمنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة ذلک خیر لکم و اطهر فان لم تجدوا فان الله غفور رحیم (12)
ا اشفقتم ان تقدموا بین یدی نجواکم صدقات فاذ لم تفعلوا و تاب الله علیکم فاقیموا الصلاة و آتوا الزکاة و اطیعوا الله و رسوله و الله خبیر بما تعملون (13)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! هنگامى که نجوا مىکنید، و به گناه و تعدى و نافرمانى رسول (خدا) نجوا نکنید، و به کار نیک و تقوا نجوا کنید، و از خدایى که همگى نزد او جمع مىشوید بپرهیزید! (9)
نجوا تنها از سوى شیطان است; مىخواهد با آن مؤمنان غمگین شوند; ولى نمى تواند هیچ گونه ضررى به آنها برساند جز بفرمان خدا; پس مؤمنان تنها بر خدا توکل کنند! (10)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! هنگامى که به شما گفته شود: «مجلس را وسعت بخشید (و به تازهواردها جا دهید)»، وسعت بخشید، خداوند (بهشت را) براى شما وسعت مىبخشد; و هنگامى که گفته شود: «برخیزید»، برخیزید; اگر چنین کنید، خداوند کسانى را که ایمان آوردهاند و کسانى را که علم به آنان داده شده درجات عظیمى مىبخشد; و خداوند به آنچه انجام مىدهید آگاه است! (11)
اى کسانى که ایمان آوردهاید! هنگامى که مىخواهید با رسول خدا نجوا کنید (و سخنان درگوشى بگویید)، قبل از آن صدقهاى (در راه خدا) بدهید; این براى شما بهتر و پاکیزهتر است و اگر توانایى نداشته باشید، خداوند غفور و رحیم است! (12)
آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوا خوددارى کردید؟! اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت، نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و (بدانید) خداوند از آنچه انجام مىدهید با خبر است! (13)
سوره حشریا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون (18)
و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون (19)
اى کسانى که ایمان آوردهاید از (مخالفت) خدا بپرهیزید; و هر کس باید بنگرد تا براى فردایش چه چیز از پیش فرستاده; و از خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام مىدهید آگاه است! (18)
و همچون کسانى نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشى» گرفتار کرد، آنها فاسقانند. (19)
لیست کل یادداشت های این وبلاگ

(به مناسبت سالروز ولادت حضرت امام زین لعابدین علیه السلام )